نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٢٣١ - ١٨ حديث طير
بازايستند و گر نه خداوند مردى را بر سر ايشان برمىانگيزد كه قلب او را در ايمان آزموده است و به غيرت دين، سر از تن قريش خواهد افكند از پيامبر پرسيدند: اى فرستاده خدا، او ابو بكر است؟ فرمود نه. پرسيدند: عمر است پاسخ فرمود: نه[١]، او وصله زننده كفش در حجره است.»
١٨. حديث طير
: در مسند احمد بن حنبل و جمع ميان صحاح سته از انس بن مالك نقل شده است كه نزد پيامبر پرندهاى پخته شده بود، حضرتش دعا كرد كه بار الها گرامىترين و محبوبترين مردم در پيشگاه خود را بفرست تا با من غذا بخورد.
على ٧ آمد و با پيامبر طعام خورد[٢].
و از او روايت است كه ابن عباس هنگام مرگ، چنين مىگفت: «خدايا به ولايت على بن ابى طالب به تو نزديكى و تقرب مىجويم.»[٣]
[١]. كنز العمال، ج ٦، ص ٣٩٦، نويسنده دعوى كرده كه احمد و ابن جرير روايت را آورده است و آن را تصحيح كردهاند، مستدرك، ج ٢، ص ١٣٧، صحيح الترمذى، ج ٢، ص ٣٠، خصائص النسايى، ص ١١.
[٢]. حديث طير در كتب حديث و تاريخ متواتر است مانند: خصائص النسايى، ص ٥، اسد الغابه، ج ٤، ص ٣٠، جامع الاصول، ج ٩، ص ٤٧١، مصابيح السنه، ج ٢، ص ٢٠٠، مستدرك الحاكم، ج ٣، ص ١٣١، حليه الاولياء، ج ٦ ص ٣٢٩، التاج الجامع للاصول، ج ٣، ص ٣٣٦، ذخاير العقبى، ص ٦١، البدايه و النهايه، ج ٧، ص ٣٥١، گزيده كنز العمال، ج ٥، ص ٥٣.
[٣]. انگيزه ابن عباس در اين عمل، بجاى آوردن واجبى بوده كه خداوند براى هر مؤمن به خدا و پيامبرش قرار داده است. پيامبر مىفرمايد:« خدايا هر كه به من ايمان دارد و مرا تصديق كرده است بايد على بن ابى طالب را به ولايت برگزيند كه ولايت او، ولايت من و ولايت اللَّه است.» گزيده كنز العمال، ج ٥، ص ٢٢ ولايت على ٧ امرى است كه در قيامت از آن پرسش مىشود:« ايشان را متوقف ساز كه مورد پرسش هستند» اين پرسش در باره ولايت است، همان گونه كه در الصواعق المحرقه( ص ٧٦) آمده است.
در صفحه ١٠٦ الصواعق آمده است: عمر بن خطاب گفت: بدانيد كه شرافت جز به ولايت على- خدا از او خوشنود باد- تمام و كامل نمىگردد.
و در صفحه ١٠٧:« دو عرب نزد عمر آمدند كه با يك ديگر نزاع و خصومت داشتند. عمر به على ٧ اجازه داورى ميان آنها را داد و امام داورى كرد. يكى از آن دو تن گفت: اين مرد ميان ما قضاوت كند؟! عمر برجست. و ريش آن مرد را به چنگ گرفت و گفت: واى بر تو، مىدانى او كيست؟ مولاى تو و مولاى هر مؤمن است و هر كس جز او مولايى داشته باشد مؤمن نيست.» اعتراف عمر براستى اثباتكننده فضيلت امير مؤمنان است كه گفتهاند:« فضل آن است كه دشمن بدان گواهى دهد.».