نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٣٨٦ - خرافه بودن جبر
پيام آورى پيامبران و كتب و وعدهها را به سوى ديگرى روان ساخت.
از شگفت انگيزترين امور آن است كه جبرگرايان نمىتوانند دريابند كه خود فاعل افعال خويشند با آنكه كودكان، ديوانگان و حيوانات اين امر را درك مىكنند. به رغم اين ناتوانى، آنها پيامبران را تصديق مىكنند و به خدا فساد، گمراهى، پوشانيدن حق و تصديق دروغگويان و آشكار ساختن معجزه بر دست دروغزنان را نسبت مىدهند. با چنين باورى، هيچ يك از اعتقادات معلوم يا حتى مظنون نخواهند بود و جزم به شريعتها و ثواب و عقاب از ميان برمىخيزد و اين كفر محض است.
خوارزمى گفته است: قاضى القضات از ابو على جبائى نقل كرده كه «جبرگرا كافر است و هر كه در كفر او ترديد كند كافر است و هر كس در كفر، كسى كه در كفر جبرى مذهب شك كرده است، ترديد كند، او نيز كافر است!» چگونه چنين نباشد كه انديشههاى ايشان به تفصيل گذشت. آنان روا داشتند كه خداوند پيامبران و صالحان را جاودانه در ژرفاى دوزخ بسوزاند و كافران و منافقان و سپاه شيطان را بىزمان در بهشت مكرّم دارد.
آنها در سرزنش غير خدا ميدان گستردهاى دارند زيرا خداوند خود از قول كافران در آخرت اين گونه پوزش نمىخواهد كه تو كفر و عصيان را در ما آفريدى بلكه آنها به گناهكارى خود اعتراف مىكنند و مىگويند: «و از درون آتش فرياد مىزنند: اى پروردگار ما، ما را بيرون آر تا كارهاى شايسته كنيم غير از آنچه مىكرديم.»[١]، «اى پروردگار ما، ما را از اين آتش بيرون آور. اگر ديگر بار چنان كرديم، از ستمكاران باشيم.»[٢]، «چون يكىشان را مرگ فرا رسد، گويد: اى پروردگار من، مرا باز گردان شايد كارهاى شايستهاى را كه ترك كرده بودم به جاى آورم.»[٣]، «تا كسى نگويد: اى حسرتا بر من كه در كار خدا كوتاهى
[١]. فاطر: ٣٧.
[٢]. مؤمنون: ١٠٧.
[٣]. مؤمنون: ٩٩- ١٠٠.