نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٣٦٨ - نسب طلحه
عمر نيز در روز شوراى خود پس از سرزنش هر يك از اعضاء گفت: «اگر سالم مولى ابو حذيفه زنده مىبود ترديد بر من عارض نمىگشت.»[١] در حالى كه سالم مولى ابو حذيفه به اجماع، قريشى نبود[٢] و اين مطلب را جاحظ در كتاب «الفتيا» ذكر كرده است.
نسب طلحه
ابو المنذر هشام بن محمّد بن السائب كلبى از دانشمندان جمهور بيان داشته است كه يكى از روسپيان و «پرچمداران» زنا، صعبه دختر حضرمى بود كه در مكه، پرچم و نشان داشت.
ابو سفيان با او زنا كرد و او را به همسرى عبيد اللَّه بن عثمان بن عمرو بن كعب بن سعد بن تيم در آورد. آن زن شش ماه بعد طلحه را به دنيا آورد. ابو سفيان و عبيد اللَّه در پدر بودن آن كودك اختلاف كردند و صعبه را به داورى برگزيدند. صعبه فرزند را از آن عبيد اللَّه دانست. از او پرسيدند: چرا جانب ابو سفيان را نگرفتى؟ پاسخ داد: دست عبيد اللَّه بخشنده و دست ابو سفيان تنگ است. (مردى خسيس است.) نيز ابو المنذر گفته است: از جمله مخنّثان و كسانى كه از آنها سوء استفاده جنسى مىشد، يكى پدر طلحه بود[٣] و ديگرى عفان، پدر عثمان كه دف مىنواخت و كسانى دعوى پدرى او را داشتند.
[١]. مسند احمد، ج ١، ص ٢٠، الاستيعاب حاشيه الاصابه، ج ٢، ص ٧١، الكامل، ج ٣، ص ٣٤، تاريخ الطبرى، ج ٥، ص ٣٤ و كنز العمال، ج ٦، ص ٣٥٨.
[٢]. سالم برده ابو حذيفه قريشى نبود بلكه اهل فارس از استخر بود.
( بنگريد: اسد الغابه، ج ٢، ص ٢٤٥، مستدرك الحاكم، ج ٣، ص ٢٢٥ و الاستيعاب، ج ٢، ص ٧٠ در آن كتاب رأى ديگرى نيز آمده كه بموجب آن سالم از ايرانيان ناحيه كرمد بوده است.) به تواتر از پيامبر روايت شده كه خلافت در قريش است. بنگريد به: صحاح سته، مسانيد و كتب معتبر ديگر.
[٣]. ابن ابى الحديد در شرح نهج، ج ١، ص ٧٥ به اين مطلب و اشعار او اشاره كرده است.