نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ١٠٧ - افعال خداوند غايتمند است
در اين فرض مدعى پيامبرى دروغگو خواهد شد زيرا گفته بود خداوند معجزه را به قصد تصديق من مىآفريند و اگر عمل خداوند تهى از هدف و غرض باشد چگونه سخن پيامبر راست خواهد بود؟
اما مقدمه دوم اين بود كه هر كه مورد تصديق الهى باشد راستگوست. اين مقدمه نيز از اشعريان ناپذيرفته است زيرا خداوند را آفريننده گمراهى، بدى و هر تباهى مىدانند و گناهان آدميان را به كردن او مىنهند پس چگونه تصديق دروغگو بر او ممتنع است؟
اين سخنان، انديشه صريح و روشن ايشان است. پناه بر حق از اعتقادى كه لازمه آن ابطال پيامبرى، تكذيب پيام آوران و برابر نهادن آنها با مسيلمه دروغزن است كه در دعوى نبوت دروغ مىگفت. خردمند، خود بنگرد و از خدا پروا كند و از شكنجه دردناك او بپرهيزد، عقل را داور سازد، آيا كفر هيچ كافرى به اين پايه رسيده است؟
يهوديان و مسيحيان در آراء باطل خود به نزد خدا معذورترند يا اينان؟ كسانى كه پيامبرى همه پيام آوران پيش از محمّد ٦ را پذيرفته بودند ولى با رد نبوت آن حضرت كافر شدند؛ اما اين قوم به لزوم انديشه خويش نبوت همه پيامبران را انكار مىكنند، پس ايشان بدتر از يهود و نصارى هستند. به همين جهت هنگامى كه امام صادق ٧ آنها را با يهوديان و مسيحيان نام برد، بدترين سه گروه خواند[١].
مقلد خود را تبرئه نكند زيرا بىاعتبارى رأى آنان بر همگان آشكار است و خود نيز بدان معترفند.
[١]. در وسائل، ج ١، ص ٤٣٩ از علل الشرائع شيخ صدوق با اسناد عبد اللَّه بن يعفور از امام صادق ٧ نقل شده كه ايشان بعد از بيان حكم، يهودى، مسيحى و زردشتى فرمودند: ناصب اهل بيت پيامبر از همه اينها بدتر است. خداوند موجودى پليدتر و نجستر از سگ نيافريده و ناصب اهل بيت از سگ پليدتر است. بحار، ج ٢٧، ص ٢٢٤ و ثواب الاعمال، ص ١٩٩ و ٢٠٠، ابو عبد اللَّه ٧ فرمود: دائم الخمر مانند بتپرست است و ناصب آل محمّد از او بدتر است.