نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ١٥٢ - عوضها
عوضها
اماميه معتقدند رنجى را كه خداوند بر بندهاى روا مىدارد يا به جهت انتقام و عذاب اوست و بنده سزاوار آن انتقام است كه خداوند فرمود: «به تحقيق دانستيد به ستمكاران شما كه حرمت شنبه را نگاه نداشتند گفتيم: «بوزينگانى خوار و خاموش شويد.»[١] و «آيا نمىبينند كه در هر سال يك يا ده بار مورد آزمايش واقع مىشوند ولى نه توبه مىكنند و نه پند مىگيرند؟»[٢] در چنين رنجى، عوض وجود ندارد. اما جهت ديگر، رنج آن است كه ابتدا (و بدون گناه بنده) باشد و انجام اين امر از سوى خدا به دو شرط، پسنديده است، نخست اينكه آن رنج داراى مصلحتى نسبت به رنجديده يا غير او باشد كه اين، نوعى لطف است و اگر چنين مصلحتى در ميان نباشد خداوند گزافكار و فعل او بيهوده خواهد بود. ديگر اينكه در برابر آن رنج پاداش و عوضى بيشتر از آن به شخص رنجديده برسد و گر نه از خداوند بر بندگانش، ستم خواهد رسيد زيرا رنجور ساختن و عذاب كردن موجود زنده، بدون گناه يا فايدهاى كه از آن رنجديده باشد، ستم است است و ظلم بر خداوند محال مىباشد[٣].
[١]. بقره: ٦٥.
[٢]. توبه: ١٢٦.
[٣]. رنجها دو گونهاند: قبيح و پسنديده. رنج ناپسند از سوى ماست و عوض آن بر ماست. رنج پسنديده و حسن يا از فعل ماست كه به اباحه( مانند ذبح حيوان) يا ندب و استحباب( قربانيها) يا وجوب( قربانى حج) انجام مىگيرد و عوض همه اين موارد بر خداست؛ و يا رنج از سوى حق و به فعل اوست كه آن هم يا به جهت مجازات گناهكار است يا ابتدا و بدون سابقه به مكلف يا غير مكلف( مانند كودكان) تعلق مىگيرد. جهت پسنديده بودن رنج، عوض بيشتر از رنج و لطف است، بگونهاى كه اگر آن را بر مكلف عرضه كنند، بپذيرد، همچنين لطف نيز وجود دارد كه به رنجديده يا غير او مىرسد. با قيد عوض بيشتر از رنج، ستم خارج مىشود و با لطف، عبث رفع مىگردد. عوض، نفع خالى از تعظيم و بزرگداشت است. عوض در افعال ما بايد برابر با رنج و زيان باشد و در افعال خداوند، زيادت آن واجب است به نوعى كه مكلف آن را برگزيند( برگرفته از گفتار علّامه حلى در كتابش نهج المسترشدين ص ٥٥).