نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ١٩٦ - ٨
است و «جانهاى ما» اشاره به على ٧؛ پس خداوند او را جان محمّد ٦ قرار داد.
مراد از اين مطلب، برابرى است پس آنكه با اولى به تصرف، برابر است، خود اولى به تصرف است. اين آيه نيرومندترين دليل بر بلندى مقام سرور ما امير مؤمنان ٧ است زيرا خداوند متعال در باره او به مساوات با جان پيامبر حكم نموده و او را براى يارى رساندن در دعا به پيامبر معين كرده است. چه فضيلتى برتر از اين كه خداوند به پيامبر خويش فرمان دهد كه در نيايش از على يارى بجويد و به او توسل كند؟ چه كسى چنين مرتبه و جايگاهى بدست آورده است؟
٧.
«آدم از پروردگارش كلمهاى چند فرا گرفت.»[١] جمهور از ابن عباس روايت كردهاند كه گفت: «از پيامبر پرسيدند: آن كلمات چه بود؟
فرمود: آدم خداوند را به حق محمّد، على، فاطمه، حسن و حسين : سوگند داد كه از او درگذرد و خداوند چنين كرد[٢].
٨.
«من تو را پيشواى مردم گردانيدم. گفت: فرزندانم را هم؟»[٣] جمهور از ابن عباس روايت كردهاند كه گفت: «پيامبر خدا فرمود: دعوت به من و على پايان يافت. ما هرگز بر بتان سجده نكرديم و پروردگار مرا به پيامبرى و على را به
[١]. بقره: ٣٧.
[٢]. تفسير« اللوامع»( ج ١، ص ٢١٥، طبع لاهور) از عمر بن خطاب و ديگران،« الدر المنثور»( ج ١، ص ٦٠)،« ينابيع المودة» ص ٩٧،« مناقب ابن مغازلى»( ص ٦٣)،« معارج النبوة» معين كاشفى( طبع هند ص ٩).
[٣]. بقره: ١٢٤.