نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٣٨٧ - خرافه بودن جبر
كردم و از مسخرهكنندگان بودم»[١]، «اى پروردگار ما، از سروران و بزرگان خود اطاعت كرديم و آنان ما را گمراه كردند. اى پروردگار ما، عذابشان را دو چندان كن و به لعنت بزرگ گرفتارشان ساز.»[٢]، كافران گويند: «اى پروردگار ما، آن دو تن را از جن و انس كه ما را گمراه كردند به ما بنمايان، تا پاى بر سر آنها نهيم تا از ما فروتر روند.»[٣] شيطان اعتراف مىكند كه آنها را فريفته و خداوند نيز بر اين مطلب گواهى مىدهد. پروردگار از شيطان نقل مىكند: «خدا به شما وعده داد و وعده او درست بود و من نيز به شما وعده دادم ولى وعده خود خلاف كردم. و برايتان هيچ دليل و برهانى نياوردم، جز آنكه دعوتتان كردم.
شما نيز دعوت من اجابت كرديد؛ پس مرا ملامت نكنيد، خود را ملامت كنيد.»[٤] خداوند مىفرمايد: «شيطان اعمالشان را بر ايشان آراست»[٥] جبريان شهادت خدا و اعتراف شيطان را انكار كردند و ابليس را منزه دانستند و سرزنش را متوجه خدا ساختند.
حميدى در جمع بين صحيحين گفته است: «اسيرانى را نزد پيامبر آوردند ناگاه زنى از ميان ايشان دوان دوان در پى كودكى برآمد. طفل خويش را در ميان اسيران يافت، به سينه گرفت و شير داد. پيامبر فرمود: آيا گمان داريد اين زن فرزند خود را در آتش بيفكند؟ ياران پيامبر پاسخ گفتند: نه به خدا سوگند. پيامبر فرمود: خداوند نسبت به بندگانش مهربانتر از اين زن به فرزندش است.»[٦] در همان كتاب از رسول خدا روايت شده كه خداوند صد رحمت دارد كه يكى از آنها را نازل فرموده و به آن رحمت ميان جن و انسان و درندگان و حشرات، دوستى و مهر
[١]. زمر: ٥٦.
[٢]. احزاب: ٦٧- ٦٨.
[٣]. فصلت: ٢٩.
[٤]. ابراهيم: ٢٢.
[٥]. محمّد: ٢٥.
[٦]. التاج الجامع للاصول، ج ٥، ص ١٥٧، به گفته نويسنده، شيخان اين مطلب را روايت كردهاند.