نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٥٧٩ - فصل شانزدهم سوگند و توابع آن
فصل شانزدهم: سوگند و توابع آن
١- اگر كسى سوگند ياد كند كه خوراك گوارا نمىخورم و جامه نرم نمىپوشم، سوگند او صحيح نيست. ابو حنيفه عمل به آن را واجب مىداند[١].
خداوند فرموده است: «اى كسانى كه ايمان آوردهايد، چيزهاى پاكيزهاى را كه خدا بر شما حلال كرده است حرام مكنيد. و از حد مگذريد كه خدا تجاوزكنندگان از حد را دوست ندارد. از چيزهاى حلال و پاكيزهاى كه خدا به شما روزى داده است بخوريد و از خدايى كه به او ايمان آوردهايد بترسيد.»[٢]، «بگو چه كسى لباسهايى را كه خدا براى بندگانش پديد آورده و خوردنيها خوش طعم را حرام كرده است؟»[٣] «اى پيامبر چرا چيزى را كه خدا بر تو حلال كرده است به خاطر خشنود ساختن زنانت بر خود حرام مىكنى؟»[٤] ٢- اگر كسى به ديگرى بگويد: از تو به نام خدا خواهش مىكنم يا ترا به نام خدا سوگند مىدهم، گرچه اراده سوگند داشته باشد، سوگندى در ميان نيست.
شافعى مىگويد: اگر آهنگ سوگند دارد، قسم محسوب مىگردد و به عمل شخص ديگر مربوط مىشود در اين حال اگر آن شخص را به كارى كه برايش سوگند خورده، واداشت، چيزى بر او نيست و گر نه سوگند خورنده سوگند خود را شكسته و بايد كفاره دهد. احمد بن حنبل نيز وقوع قسم را مىپذيرد ولى كفاره را بر عهده كسى كه از انجام سوگند سرپيچيده، مىداند نه بر آنكه سوگند خورده است[٥].
خرد گواه، كه اصل بر بىگناهى و تكليف نداشتن است و سوگند به عمل
[١]. الهدايه، ج ٢، ص ٥٩.
[٢]. مائده: ٨٧، ٨٨.
[٣]. اعراف: ٣٢.
[٤]. تحريم: ١.
[٥]. الفقه على المذاهب، ج ٢ ص ٧٦.