نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ١٥٥ - نبوت محمد
باب چهارم: نبوت
نبوت محمّد ٦
بايد دانست كه نبوت اصل بزرگ دين است و به وسيله آن ميان مسلمان و كافر تميز مىافتد. بر اين اساس بايد به آن اهتمام داشت و در اقامه برهان كوشيد. جز با سود جستن از دو مقدمه، هيچ راهى براى اثبات نبوت به نحو عموم يا خصوص وجود ندارد.
مقدمه نخست اين است كه پيامبر دعوى رسالت از سوى خدا براى مردم را نموده است و خداوند براى اثبات راستگويى او معجزه آورده است. مقدمه دوم آن است كه هر كس مورد تصديق خدا باشد، راستگوست.
اشاعره اين مقدمات را نمىپذيرند. نسبت به مقدمه اول نظر آنها، اين است كه خداوند هيچ عملى را به غرض و هدف انجام نمىدهد، پس نمىتوان گفت كه او براى مدعى پيامبرى معجزه آشكار كرده تا راستگوييش را تصديق كند بلكه اين عمل از سوى حق، كارى بىهدف و فعلى گزاف بوده است. چنين عملى نيز نمىتواند دليل پيامبرى باشد زيرا اگر ترديد كنيم كه اظهار معجزه از سوى خدا براى تصديق پيامبر بوده يا چيز ديگرى، نمىتوان با اين ترديد به سود پيامبر استدلال كرد، پس چگونه در حالى كه يقين داريم كه خداوند براى تصديق پيامبر، معجزه نياورده است مىتوان به راستگويى او جزم داشت؟