نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٥١٧ - فصل هفتم حجر و توابع آن
رأى ابو حنيفه مخالف، عقل و عرف و زبان است. مردم، چيزهاى همگون و ناهمگون را بر هم عطف مىكنند و ميان آنچه داراى پيمانه است و آنچه وزن مىشود و غير آنها تفاوتى نمىنهند، پس ابو حنيفه به چه دليل ميان آنها فرق نهاده است؟
٢٧- اقرار بيمار براى وارث، صحيح است ولى ابو حنيفه، مالك و احمد آن را صحيح نمىدانند[١].
خداوند فرموده است: «به عدالت فرمانروا باشيد و براى خدا شهادت دهيد، هر چند به زيان خود يا پدر و مادر يا خويشاوندان شما بوده باشد.»[٢] شهادت عليه خود، اقرار است و در آيه به صورت عام آمده است.
خرد نيز بر اين امر گواهى مىدهد، زيرا گاه انسان دينى به گردن دارد كه مىخواهد وارثش آن را ادا كند، در اين هنگام براى رهايى از تكليف و برائت ذمه، جز اقرار به دين، راهى ندارد، اگر اقرار او پذيرفته نباشد از دين و تكليف رها نخواهد شد. وانگهى عدالت و صحت اخبار مسلمان، در اسلام اصل است.
٢٨- اقرار برده در مواردى كه موجب حد و قصاص (براى ديگرى) باشد. پذيرفته نيست. چهار امام اهل سنت با اين رأى مخالفت كردهاند[٣] اما اقرار عاقل تنها در مورد خودش پذيرفته مىشود نه براى ديگران؛ و حديث پيامبر كه: «اقرار عاقلان بر
[١]. الهدايه، ج ٣، ص ١٣٨، فضل مىگويد: اين اقرار نزد شافعى صحيح است اما نزد ايشان نيست.
[٢]. نساء: ١٣٥.
[٣]. الام، ج ٣، ص ٢٢٩ و الهدايه، ج ٣، ص ١٣٢.