نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ١٢٦ - ٨ آياتى كه در آنها پيامبران اعمال خويش را به خود استناد دادهاند در اين آيات آنها به گناهان خود اعتراف نمودهاند
زمين فساد مىكنند.»[١]، «به سبب رحمت خداست كه تو با آنها چنين خوشخوى و مهربان هستى.»[٢] و «نماز آدمى را از فحشاء و منكر باز مىدارد.»[٣]
٨. آياتى كه در آنها پيامبران اعمال خويش را به خود استناد دادهاند. در اين آيات آنها به گناهان خود اعتراف نمودهاند[٤]
: مانند گفتار خداوند متعال در حكايت از آدم: «اى پروردگار ما به خود ستم كرديم.»[٥] و از يونس: «خدايا تو منزه هستى و من از ستمگران هستم.»[٦] از موسى: «اى پروردگار من، من به خود ستم كردم.»[٧] از يعقوب، خطاب به فرزندانش: «بلكه نفس شما كارى را در نظرتان بياراسته است.»[٨] از يوسف: «پس از آنكه شيطان ميان من و برادرانم فساد كرده بود.»[٩] و از نوح: «اى پروردگار من پناه مىبرم به تو، اگر از سر ناآگاهى چيزى بخواهم.»[١٠].
[١]. شورى: ٢٧.
[٢]. آل عمران: ١٥٩.
[٣]. عنكبوت: ٤٥.
[٤]. در بحث نبوت به روشنترين بيان ذكر خواهد شد كه پيامبران از گناه، خطا، اشتباه و فراموشى بركنارند.
اعتراف پيامبران در موارد مزبور جز براى اظهار فروتنى و نهايت بندگى در برابر خدا نيست، بنا بر اين مقصود مؤلف( قدس سره) از« اعتراف به گناه» گناهى كه مخالفت فرمان خدا و سركشى در برابر او باشد، نبوده است بلكه مراد او- همان گونه كه عفيف عبد الفتاح طباره در كتاب خود« با انبياء در قرآن كريم» ص ٢١ بيان كرده- آن است كه پيامبران به سبب علم به مرتبت و جلال و عظمت خدا، خويش را مقصر مىدانند و بر كوتاهى خود آمرزش مىطلبند نه به گناهانى كه مرتكب شدهاند.
[٥]. اعراف: ٢٣.
[٦]. انبياء: ٨٧.
[٧]. قصص: ١٦.
[٨]. يوسف: ١٨.
[٩]. يوسف: ١٠٠.
[١٠]. هود: ٤٧.