نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ١٢٨ - ١٠ آياتى كه خداوند در آنها، آنچه را كه در آخرت سبب حسرت كافران است بيان مىدارد
و «يا چون عذاب را ببيند بگويد: اگر بار ديگر به دنيا بازمىگرديدم از نيكوكاران مىشدم.»[١] اين آيات و همانند آنها از گفتارهاى صريح كتاب خداست كه «نه از پيش روى باطل بدو راه يابد و نه از پس و نازل شده از جانب خداوند حكيم و ستودن است.»[٢] پس عذر و پاسخ دانشمندان اشعرى چيست؟ آيا مىتوانند به اين پرسش پاسخ گويند كه چرا اين سخنان آشكار را رها ساختيد و آنها را پس خود افكنديد[٣]؟ چه پاسخى دارند جز آنكه زندگى دنيا را برگزيديم و آن را بر آخرت برترى داديم.
عوام ايشان در پيروى از دانشمندانشان چه عذرى دارند؟ آيا مىتوانند به اين پرسش پاسخى گويند كه چگونه اين آيات را ترك گفتيد در حالى كه ترسانندهاى بر شما آمده بود و عمر طولانى يافتيد و در آن متذكر نشديد[٤]؟ آيا جز اين مىگويند كه ما از پدران و دانشمندان خود بدون استدلال و نظر پيروى كرديم و با آنكه فراوانى اختلاف و دلايل بسيار عليه آنها را ديده بوديم و حجت بر ما تمام شده بود، راه حق را فرو نهاديم.
آيا پوزش اين دو گروه پذيرفته و سخنانشان قابل اعتنا است[٥]؟
[١]. زمر: ٥٨.
[٢]. فصلت: ٤٢.
[٣]. اشاره به گفته خداى بزرگ:« آن را پشت افكندند» آل عمران، ١٨٧.
[٤]. اشاره به قول حق:« آيا به شما عمر نداديم بر شما بيم دهنده آمد» فاطر، ٣٧.
[٥]. در خطبهاى از حضرت على ٧ آمده است:« ايشان( آل محمّد ٦) زندگانى علم و مرگ نادانىاند.
حلم آنها از علمشان خبر مىدهد و ظاهر و سكوتشان از باطن و منطق ايشان. با حق مخالف نمىورزند و در آن اختلاف نمىكنند. آنها ستونهاى اسلامند» ابن ابى الحديد در شرح خطبه گفته است: به خلاف فرقههاى ديگر كه اختلاف دارند، برخى از آنها در يك مسأله دو رأى يا بيشتر اختيار كردهاند و برخى ديگر رأيى را بر مىگزينند سپس از آن عدول مىكنند و پارهاى انديشه خود را تعقيب و پژوهش مىكنند، سپس آن را رها مىسازند.( شرح نهج البلاغه، ج ٣، ص ٢٩٣).