نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٣٩٥ - ١ حكم
باب هفتم: برخى از مباحث اصول فقه
فصل اول: تكليف
١. حكم
به مذهب اماميه، احكام به موجب صفاتى كه فعل پيدا مىكند بر پنج گونهاند، وجوب، ندب، اباحه، كراهت و تحريم. اشاعره برآنند كه حكم خدا همان خطاب اوست كه به افعال مكلفان تعلق مىگيرد و آن يا اقتضاء است و يا تخيير[١].
از اين رأى ايشان تناقض و محال لازم مىآيد. تناقض از آن رو كه حكم به مكلف حادث تعلق مىگيرد، پس حادث است. نيز مىتوان گفت زن يا كنيز پس از آنكه حلال نبود، حلال گشت يا بالعكس. وانگهى حكم به سبب افعال مكلف پديد مىآيد چون طلاق، معامله و غيره ... و گاه حكم به دگرگونى زمان تعلق مىگيرد مانند وجوب نماز كه پس از زوال و غروب خورشيد است و پيش از آن واجب نمىباشد.
خطاب كلام الهى است و كلام به نزد اشاعره قديم است پس حكم هم قديم خواهد بود و هم حادث، و اين تناقض است[٢].
[١]. المستصفى، ج ١، ص ٤٢ و حاشيه علّامه البنانى بر متن جمع الجوامع با تقرير الشربينى، ج ١، ص ٤٦.
[٢]. علّامه در بيان تناقض گويى اشاعره- كه حكم را قديم دانستهاند- از پنج استدلال بهره برده كه همه آنها در. اثبات حدوث حكم آمدهاند و چون حدوث- از هر گونه كه باشد- مسبوقيت شىء به غير است و شىء واحد نمىتواند تواما حادث و قديم باشد، حكم به پنج دليل مسبوق و حادث دانسته شده است.( م).