نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٣٩٣ - استحقاق پاداش و عذاب
گرايش داريم و اگر به مجازات باز داشته نشويم تشويق به فعل قبيح لازم مىآيد كه كه اغراء به فعل قبيح نيز قبيح است.
دليل ديگر وجوب عقاب و ثواب، لطف بودن آن است زيرا با علم به وجود آنها، مكلف از گناه باز مىايستد و چون وجوب لطف پيشتر اثبات شده، پس عذاب و ثواب واجب است.
خردمند بنگرد و خود انصاف دهد. آيا مىتوان به چنين سخنانى كه اصول دين است و قوانين اسلام بر آنها بنا مىشود، با نظرى كه اشاعره دارند گرايش يافت و آنها را پذيرفت؟ آيا خردمندى مىپذيرد با خداى خود در حالتى ديدار كند كه او را ستمكار، آفريننده شر، فرمان دهنده به امر فوق طاقت، اجباركننده بندگان و تكذيبكننده قرآن مىداند؟ چنين شخصى در پيشگاه رسول خدا و پيامبران پيشين چه عذرى دارد كه بر آنها خطا، فراموشى و گناه را بسته است؟
در برابر پيامبر چه خواهد گفت كه او را در نماز گوينده تلك الغرانيق العلى دانسته و ابراهيم را دروغگويى انگاشته كه سه بار دروغ گفته است؟
اگر مسلمان خود را به اين اعتقادات خرسند مىكند همين ننگ و عار براى او كافى است. سپاس خدا را در آغاز و انجام، آشكار و نهان.