نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٢٥٨ - ٢ جهاد
و فرشتگان از نبرد و سختگيرى او بر كافران به شگفت آمدند[١]. در جنگ بدر كه آزمون سختى براى مسلمين بود و نخستين جنگ تاريخ اسلام به شمار مىآمد، سران قريش به دست او كشته شدند. كسانى چون وليد بن عتبه و عاص بن سعيد كه هماورد طلبيدند و مسلمانان از آنها پرهيز كردند و شخصى چون نوفل بن خويلد كه پيش از هجرت، ابو بكر و طلحه را به طناب مىبست و شكنجه مىكرد[٢]. هنگامى كه پيامبر او را در جنگ ديد دعا كرد كه خدايا شر نوفل را بگردان. پس از كشته شدن نوفل بدست امير المؤمنين رسول خدا فرمود: سپاس خدايى را كه دعاى مرا در باره نوفل مستجاب كرد[٣]. حضرت على در آن پيكار پيوسته كافران را يكى پس از ديگرى به قتل رساند به گونهاى كه نيمى از كشتگان آنها كه هفتاد نفر بودند به دست او صورت بست و بقيه سپاه اسلام و سه هزار فرشته نشاندار، نيم ديگر را به قتل آوردند[٤].
در جنگ احد، مسلمانان از ميدان گريختند و رسول خدا هدف سنگ و شمشير و نيزه قرار گرفت و بيهوش شد. امير المؤمنين پيوسته به تنهايى از او دفاع مىكرد.
پيامبر ديده گشود و پرسيد: مسلمانان چه كردند؟ على گفت، پيمان شكستند و گريختند. پيامبر فرمود: آسيب اين قوم را از من بگردان و على صفوف آنها را مىشكافت. فريادى در مدينه پيچيد كه پيامبر خدا كشته شد و مسلمانان قالب تهى كردند. جبرئيل فرود آمد و ندا داد. «شمشيرى چون ذو الفقار نيست و دليرى چون
[١]. شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج ٣، ص ٣٨٠، فضل مىگويد: رنجها و دردهاى امير مؤمنان در جنگهايى كه با پيامبر بود ترديد ناپذير است.
[٢]. تاريخ الخميس، ج ١، ص ٤٠٣.
[٣]. السيره الحلبيه، ج ٢، ص ١٧١ و در حاشيه آن سيره زينى دحلان، ج ١، ص ٣٩٢، شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج ٣، ص ٣٤٢.
[٤]. شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج ١، ص ٨، او گفته است: اگر به مغازى محمّد بن عمر الواقدى و تاريخ الاشراف يحيى بن جابر البلاذري و كتب ديگر بنگريد راستى اين دعوى بر شما آشكار خواهد شد.
نيز ببينيد: نور الابصار، ص ٦٨.