نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٢٦٠ - ٢ جهاد
«بنى المصطلق» امير المؤمنين مالك و پسر او را به قتل رساند و جويريه دختر حارث را اسير كرد كه پيامبر با او ازدواج نمود[١].
در پيكار «خيبر»، على پيروز ميدان بود. مرحب را كشت و سپاه يهود به مرگ او گريختند و دروازه دژ را بستند. امام دروازه را از جاى كند و آن را بر خندق افكند تا مسلمانان گذشتند و قلعه را گشودند و غنيمتها ستدند. هفتاد مرد از جنباندن و برگرفتن درب ناتوان بودند و او- سلام بر او باد- گفت: «به خدا سوگند دروازه خيبر را نه به نيروى تن كه به توان يزدانى بركندم»[٢] در جنگ «فتح» امير المؤمنين حويرث بن نقيذ بن وهب بن عبد بن قصى را كه آزار دهنده پيامبر و قاتل گروهى بود، به هلاكت رساند و پيروز گشت[٣].
در جنگ «حنين» پيامبر در حمايت سپاه فراوانى قرار داشت و جنگجويان مسلمان ده هزار نفر بودند. ابو بكر با ديدن آنها گفت: در اين نبرد ما از گروه اندكى شكست نخواهيم خورد. در آن جنگ همه مسلمانان گريختند و پيامبر با نه تن از بنى هاشم بر جا ماند. خداوند اين آيه را نازل كرد: «و بازگشتيد و به دشمن پشت كرديد. آنگاه خدا آرامش خويش را بر پيامبرش و مؤمنان نازل كرد.»[٤] مراد از مؤمنان، على و كسانى است كه با او پايدارى كردند. على در برابر پيامبر شمشير مىزد، عباس و فضل از راست و چپ مىجنگيدند، ابو سفيان بن حارث زين اسب پيامبر را نگهداشته بود، نوفل و ربيعه فرزندان حارث و عبد اللَّه بن زبير بن عبد المطلب و عتبه
[١]. السيره الحلبيه، ج ٢، ص ٢٨٠، تاريخ الخميس، ج ١، ص ٤٧٤، ماجرا در ارشاد و بحار الانوار( ج ٢٠، ص ٢٨٩) نيز آمده است.
[٢]. السيره الحلبيه، ج ٣، ص ٣٧ و در حاشيه آن سيره زينى دحلان، ج ٢، ص ٢٠١، مسند احمد، ج ٦، ص ٨، شرح نهج البلاغه، ج ١، ص ٤.
[٣]. تاريخ الكامل، ج ٢، ص ١٦٩، تاريخ الخميس، ج ٢، ص ٩٢.
[٤]. توبه: ٢٦.