نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٢٥٩ - ٢ جهاد
على» و به پيامبر عرض كرد: اى پيامبر خدا فرشتگان از ايثار على نسبت به تو به شگفت آمدند. پيامبر فرمود: چرا چنين نباشد كه او از من است و من از اويم. پايدارى على برخى از جنگجويان مسلمان را به ميدان باز گرداند و عثمان پس از سه روز بازگشت. پيامبر به او گفت: تا كجا گريختى![١] در جنگ خندق، مشركان مدينه را محاصره كردند همان گونه كه خدا فرموده است: «آنگاه كه از سمت بالا و سمت پايين بر شما تاختند.»[٢] مشركان هماورد خواستند و جز على كسى به ميدان نرفت و عمرو بن عبد ود بدست او كشته شد.
ربيعه السعد مىگويد: نزد حذيفه بن اليمان رفتم و گفتم: اى ابا عبد اللَّه ما در باره على و مقامات و فضايل او سخن مىگوييم. اهل بصره مىگويند: شما در باره على گزاف مىگوييد. آيا در اين باب سخنى مىآورى؟ حذيفه پاسخ داد: «سوگند به آنكه جانم در دست اوست، اگر همه اعمال امت محمّد از روز بعثت تا قيامت را در يك كفه ترازو جاى دهند و عمل على را در كفه ديگر، اعمال على بر كردار ايشان سنگينى خواهد كرد» ربيعه گفت: اين باور نكردنى است. حذيفه گفت: «اى فرومايه! چگونه باور نكردنى است؟ ابو بكر و عمر و حذيفه و همه ياران پيامبر در هنگامى كه عمرو بن عبد ودّ مبارز مىخواست كجا بودند؟ همه از نبرد با او سر پيچيدند جز على. او بود كه با عمرو جنگيد و او را كشت. سوگند به آنكه زندگيم در كف اوست، عمل آن روز على از اعمال همه ياران پيامبر و امت او تا قيامت، فزونتر است.»[٣] در نبرد احزاب جمعى از مشركان به دست على كشته شدند[٤] و در جنگ
[١]. تاريخ الطبرى، ج ٢، ص ١٩٧، شرح نهج البلاغه، ج ٣، ص ٣٨٠ و ٣٩٧، ينابيع المودة، ص ٦٤، ابن المغازلى در المناقب.
[٢]. احزاب: ١٠.
[٣]. شرح نهج البلاغه ج ٤ ص ٣٤٤، ينابيع المودة، ص ٩٥ و ١٣٧، المواقف ايجى، طبع اسلامبول، ص ٦١٧.
[٤]. تاريخ اليعقوبى، ج ٢، ص ٤١، تاريخ الخميس، ج ١، ص ٤٨٧.