نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٤٢١ - بحث هشتم قياس
فعلى كه بايد در آن زمان انجام مىشده، اگر داراى مصلحت بوده كه نسخ محال است و اگر مفسده و زيان داشته از آغاز به آن امر نمىكردهاند. دليل ديگر اين كه بداء لازم مىآيد.
اشاعره چنين نسخى را جايز شمردهاند[١]. شگفت است كه آنها بداء[٢] را به گروهى از اهل حديث نسبت مىدهند ولى در حقيقت خود به آن اعتقاد دارند؛ زيرا بداء در واقع جز اين نيست كه يك چيز از يك جهت و در يك زمان مورد امر و نهى قرار گيرد.
اماميه و معتزليان موافق با ايشان بر آنند كه ممكن نيست خبر در باره يك چيز، با خبر متناقض آن نسخ شود و مدلول خبر بدون تغيير بماند، زيرا اين عمل دروغ است و دروغ قبيح، و محال است خداوند به امر قبيح تكليف كند.
اشعريان بر اساس اصل بىپايه خود كه منكر حسن و قبح عقلىاند[٣]، در اين مسأله مخالفت كردهاند.
اماميه نسخ را در وجوب معرفت خدا، تحريم كفر و ظلم و واجبات ديگر و قبايح عقلى، محال مىدانند ولى اشاعره با استناد به نفى حسن و قبح عقلى آن را جايز مىپندارند[٤].
بحث هشتم: قياس
اماميه و گروهى كه در اين مسأله با ايشان موافقند، بر آنند كه عمل به قياس به دليل عقل و نقل، باطل است.
عقل از آن جهت كه قياس رفتن به راهى است كه احتمال خطا در آن هست و پيمودن چنين راهى صواب نيست.
[١]. جمع الجوامع، ج ٢، ص ٧٧ و المستصفى، ج ١، ص ٧٢.
[٢]. المستصفى، ج ١، ص ٧٧.
[٣]. جمع الجوامع و شرح آن، ج ٢، ص ٨٥.
[٤]. المستصفى، ج ١، ص ٧٩.