نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٢٥٤ - ٥ زهد
جايى مىآيد كه فرمانروايى ايشان آغاز شده است، از هر شهرى با پيروزى عبور مىكند و هر پرچمى را كه براى نبرد با او برافراشته شود درهم مىشكند. واى واى بر كسى كه به ستيزه آهنگ او كند، پيوسته چنين با فتح قرين است.» اخبار در اين باره بسيار است.
٤. شجاعت
: مردم به جملگى همداستانند كه على ٧ پس از پيامبر دليرترين آدميان بود و فرشتگان از حملههايش به شگفت در آمدند. پيامبر كشتن عمرو بن عبد ودّ بدست او را از عبادت جن و انس برتر نهاد و جبرئيل بانگ زد كه جز ذو الفقار شمشيرى نيست و جز على دليرى.
جمهور روايت كردهاند كه چون مشركان على را در نبرد مىديدند به يك ديگر وصيت مىكردند[١].
٥. زهد
: خلافى نيست كه على ٧ زاهدترين مردم روزگار خود بود و دنيا را سه باره طلاق گفت.
قبيصه بن جابر مىگويد: «در جهان زاهدتر از على بن ابى طالب نديدم. غذاى او جوى پوست ناگرفته بود و سه روز از نان گندم سير نخورد.»[٢] عمر بن عبد العزيز مىگويد: «در اين امت كسى را نمىشناسيم كه پس از پيامبر از على بن ابى طالب زاهدتر باشد.»[٣] اخطب خوارزم از عمّار بن ياسر روايت كرده كه گفت: «شنيدم كه پيامبر فرمود:
اى على خداى بزرگ تو را به آذينى آراسته كه هيچ يك از بندگان خود را به خوبتر از
[١]. فضل در اين باره مىگويد: دليرى امير مؤمنان ترديد ناپذير است.
[٢]. بحار الانوار، ج ٤٠، ص ٣٣٣، ينابيع المودة، ص ١٤٧، شرح البلاغه، ج ١، ص ١٦ و ١٧، نهايه ابن اثير ج ٣ ص ٣٥٣ از ديگران.
[٣]. مناقب آل ابى طالب، بحار الانوار، ج ٤٠، ص ٣٢٠، مذهب اهل بيت قاضى القضاة در حلب، ص ٢٦٤، كه از تذكرة الخواص نوه ابن جوزى روايت كرده است.