نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٤٨٠ - فصل چهارم روزه و مسائل آن
خرد نيز حكم مىكند كه زكات دينى واجب در ذمه آن شخص است و مانند امرى بيگانه با مرگ از ميان نمىرود.
فصل چهارم: روزه و مسائل آن
١- اماميه برآنند كه اگر از ميان دندانهاى روزهدار چيزى بيرون آيد كه مىتوان از آن پرهيز كرد يا آن را دور افكند و روزهدار آن را عمدا ببلعد، قضا و كفاره بر او واجب است.
ابو حنيفه مىگويد: چيزى بر او واجب نيست[١]؛ ولى نص وجوب قضا و كفاره كه در باره خوردن است، اينجا صدق مىكند[٢] و رأى ابو حنيفه خطاست.
٢- اماميه غبار غليظ آرد و گرد حاصل از تكانيدن چيزى و مانند آنها را كه به گلوى روزهدار برسد و او عمدا پيشگيرى نكند، موجب قضا و كفاره مىدانند. فقهاى چهارگانه قضا و كفاره را واجب نمىشمارند[٣] و در واقع با نصى كه كفاره را به افطار، واجب ساخته است. مخالفت كردهاند[٤].
٣- به فتواى اماميه اگر روزهدار در فجر شك كند و به خوردن ادامه دهد و همچنان در شك باقى بماند قضا بر او لازم نيست. مالك بن انس قضا را لازم مىداند[٥] ولى خداوند فرموده: «بخوريد و بياشاميد تا رشته روشن صبحدم در تاريكى شب آشكار شود.»[٦] و در مسأله فوق چنين تمييزى واقع نشده است.
[١]. الفقه على المذاهب، ج ١، ص ٥٦٥ و آيات الاحكام، ج ١، ص ١٩٠، آمده است: همكيشان ما و مالك و شافعى، قضا را بر او لازم نمىدانند.
[٢]. مانند آيه ١٨٧ از سوره بقره.
[٣]. الفقه على المذاهب، ج ١، ص ٥٦٦ و ٥٦٨ و مختصر المزنى، ص ٥٧.
[٤]. الموطأ، ج ١، ص ٢٧٧ و صحيح مسلم، ج ٢، ص ٤٦٣.
[٥]. ابو حنيفه نيز چنين مىگويد( الهدايه، ج ١، ص ٩٣ و آيات الاحكام، ج ١، ص ٢٣٠).
[٦]. بقره: ١٨٧.