نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٤٨٢ - فصل چهارم روزه و مسائل آن
ابو حنيفه باعث هتك حرمت روزه نيست؟
نقل به دليل عموميت و فراگير بودن حديث پيامبر: «هر كه در روز ماه رمضان آميزش كند بر او كفاره است»[١] ٧- اماميه معتقدند كه خوردن و آشاميدن عمدى در روز رمضان براى كسى كه روزه بر او واجب بوده، موجب قضا و كفاره است.
شافعى كفاره را واجب نمىداند[٢] ولى رأى او با عقل و نقل هماهنگ نيست.
خرد گواه است كه پرهيز از آميزش در روزه، دشوارتر از نخوردن و نياشاميدن و لذت بردن است و چون بر آميزش كفاره نهادهاند، خوردن و آشاميدن به كفاره شايستهترند[٣]. وانگهى هر سه مورد، در هم شكننده روزه هستند، پس ميان آنها چه
[١]. مسند احمد، ج ٢، ص ٢٨١ به عبارتى ديگر و التاج الجامع للاصول، ج ٢، ص ٦٧، به گفته آن كتاب حديث را هر پنج راوى ذكر كردهاند.
[٢]. الام، ج ٢، ص ١٠٠ و بدايه المجتهد، ج ١، ص ٢١١.
[٣]. عبارت كتاب:« فلأن اداء الصوم مع الجماع اشق من ادائه مع الاكل و الشرب و التنعم و التلذذ، فكان ايجاب الكفاره بهما اولى ...» استدلال علامه يافت نشد و مقصود آن كاملا روشن نيست؛ آنچه ذكر مىشود بر سبيل احتمال است.
روايت مشهورى است كه به موجب آن پيامبر بر مردى كه در روز ماه رمضان با همسر خود آميزش كرده بود كفاره مقرر ساخت. شافعى معتقد است كه سبب كفاره روزه فقط جماع است و خوردن و آشاميدن و لذت بردنى كه منجر به انزال شود سبب كفاره نيست. در توجيه سخن او از كتب مختلف دو دليل بدست مىآيد:
الف: نص كفاره تنها در مورد جماع است و فقط بايد به مورد منصوص اكتفا كرد زيرا اگر در اين مورد قياس روا بود مقتضاى قياس از آغاز توبه و قضاى روزه بود نه كفاره پس وجوب كفاره به سبب وجوب نص است. و نمىتوان آن را به موارد ديگر سرايت داد.
ب: كفاره مجازات حرمتشكنى روزه است و مجازات بزرگتر بايد به خطاى بزرگتر تعلق گيرد؛ خطاى بزرگتر آن است كه نفس آدمى بيشتر بدان متمايل است يعنى جماع.
ظاهرا علامه با طرح دو فرض وجدانى آشكار ساخته است كه بنيان روزه بر نخوردن و نياشاميدن و خوددارى از لذتهاى منتهى به انزال است نه به خوددارى از جماع. به اين جهت فرموده است كه به جا. آوردن روزه با جماع دشوارتر است از بجا آوردن آن با خوردن و آشاميدن و تنعم و تلذذ. به ديگر سخن اگر فرض كنيم كه شخصى در آميزش آزاد باشد يا اجازه خوردن و آشاميدن و لذتهاى جنسى( غير از آميزش) را داشته باشد و روزه را در اين دو حالت با هم مقايسه كنيم، در مىيابيم كه روزه با پرهيز از خوردن و آشاميدن و لذتهاى جنسى دشوارتر از روزهاى است كه در آن تمام اين امور مباح است و فقط بايد از جماع پرهيز كرد.
پس بنيان روزه پرهيز از خوردن و آشاميدن و لذت بردن است نه فقط پرهيز از جماع. پس اكنون كه خداوند براى آميزش كه ركن روزه نيست كفاره تعيين كرده است براى شكستن ركن روزه( خوردن و آشاميدن و انزال) كفاره بايد به طريق اولى ثابت باشد. بر اين اساس علامه نظر شافعى را كه كفاره را براى گناه بزرگتر مىدانست مىپذيرد اما گناه بزرگتر از جماع، خوردن و آشاميدن و لذت جنسى منتهى به انزال است.( م).