نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ١٤٣ - قدرت پيشتر از فعل است
انسان نيست نمىتوان آنها را سرزنش كرد. نيز گناه به اجماع همگان مورد نهى خداوند است و قرآن آكنده از نهى و هشدار به عذاب است. هر چه خداوند از آن نهى كند، ناپسند است زيرا اشعريان زشتى را جز به نهى حق نمىدانند. چنين گناهانى از شيطان و فرعون و ديگر آدميان سرزده و فاعل آنها به رأى اشعرى خداست. پس چون آن اعمال، فعل حق است بايد نيكو باشد ولى ما آنها را ناپسند دانستيم و اين، خلف است.
تفسير سوم كسب نيز بىاعتبار است زيرا آنچه نامعقول است قابل اثبات نيست و براى بطلان سخن گروهى همين بسنده است كه به امر نامعقول تمسك كنند. آيا رواست كه خردمند به اين نادانى تن دهد و در تاريكى گام نهد؟ از حق آشكار و هويدا چشم پوشد و به سوى آنچه نه گوينده مىفهمد و نه شنونده در مىيابد بگرود؟
(قول به درك نشدن كسب و ثبوت آن به قصد فرار از اعتراض) صفتى از صفات كسب است و صفت تنها پس از علم به ذات شناخت مىشود. اگر آنها حقيقت كسب را نمىفهمند چگونه به آن اعتذار مىكنند؟
قدرت پيشتر از فعل است
اماميه و همه معتزليان برآنند كه قدرت انسان پيشتر از فعل اوست. اشاعره رأى عجيبى برگزيدهاند و قدرت را قبل از فعل موجود نمىدانند. بلكه آن را همراه با عمل و فعل مىشمارند بدون آنكه تقدمى زمانى يا آنى[١] داشته باشد. از انديشه ايشان امور محالى لازم مىآيد:
١. تكليف بيش از طاقت، زيرا كافر به اجماع ما و آنها، مكلف به ايمان است. اگر كافر در حال كفر قادر بر ايمان باشد، مذهب آنها نقض شده زيرا قدرت را مقدم بر فعل نمىدانند. و اگر كافر توانايى ايمان آوردن نداشته باشد تكليف بيش از طاقت لازم مىآيد
[١]. الملل و النحل ج ١ ص ٩٦، شرح عقايد و حاشيه كستلى، ص ١١٩، الفصل ابن حزم، ج ٣، ص ٣٥.