نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٢٩٩ - ج عيبها و خطاهايى كه جمهور از عثمان نقل كردهاند
حسن ٧ در حالى كه تازيانهاى در دست داشت به مسجد در آمد. آن قوم به سوى درها گريختند و فرياد استغاثه يا عمر سر دادند[١].
قيام و شبزندهدارى در ماه رمضان به روزگار پيامبر، مورد پذيرش ماست اما آن را انفرادى مىدانيم و تشكيل جماعت در اين مورد را انكار مىكنيم و مدعى آن را مخالف حق مىدانيم كه به رأيى خود ساخته و بدون معتقد دست يازيده است. اگر اين عمل پيشينه داشت عمر نمىگفت، بدعت است.
اين بدعتها، برخى از مواردى است كه جمهور بيان داشتهاند. اگر روايتهاى آنان صحيح است چگونه به چنين كسى اقتداء مىكنند و اگر دروغ گفتهاند، گناه و بار آن بر ايشان و پيروانشان است كه دروغ را شناختهاند و روايتهاى خود را حقيقت نمايش دادهاند و آنها را واسطهاى ميان خود و خداوند ساختهاند.
ج: عيبها و خطاهايى كه جمهور از عثمان نقل كردهاند.
١. او كسى را كه شايستگى ولايت امرى نداشت، معتمد نبود و از او فسق و فساد آشكار گشته بود بر سر مسلمانان گماشت، با آنكه عمر او را از اين كار باز داشته بود.
سبب اين امر حرمت خويشاوندى و زير پا نهادن حرمت دين بود. عثمان وليد بن عقبه را به كار گمارد تا شرابخوارى او ظاهر گشت. پيشتر خداوند در باره وى نازل ساخته بود: «آيا آن كس كه ايمان آورده مانند كسى است كه عصيان مىورزد؟ نه برابر نيستند.»[٢] به گفته مفسران، مؤمن، على و فاسق وليد است. همچنين آيه «اگر فاسقى
[١]. شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج ٣، ص ١٧٨.
[٢]. سجده: ١٨.
تفسير الخازن، ج ٣، ص ٤٧٨، الدر المنثور، ج ٥، ص ١٧٨، السيره الحلبيه، ج ٢، ص ٧٦ و شرح نهج البلاغه، ج ٢، ص ١٠٣.