نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٥٥٢ - فصل سيزدهم طلاق و توابع آن
نيز به مردى كه خواهان جدايى از همسرش بود گفت: مادر زنت را به شهوت بوسه ده تا پيوند همسرى شما گسسته گردد.
نصر بن شميل در كتاب «الحيل» مىگويد: سيصد و بيست مسأله وجود دارد كه همه آنها كفر است يعنى هر كه آنها را مباح شمارد كافر شده است[١].
اين جماعت با نقل مخالفت كردهاند زيرا خداوند كسانى را كه به نيرنگ دست يازيدند به سختى كيفر داد، او ماهيگيرى در روز شنبه را بر فرزندان اسرائيل حرام گرداند. آنها دامهاى خود را جمعه گستردند و ماهيها در روز شنبه به دام افتادند و ايشان تورها را در يك شنبه برچيدند. به سبب اين نيرنگ خداوند آنان را به صورت بوزينه و خوك مسخ كرد: «و چون از ترك چيزى كه از آن منعشان كرده بودند، سرپيچى كردند، گفتيم: بوزينگانى مطرود شويد.»[٢] پيامبر فرمود: «لعنت خدا بر يهود باد، پيهها و چربيها بر ايشان حرام شد، آنها را فروختند و بهايش را تصرف كردند.»[٣]
[١]. يوسف بن اسباط مىگويد: ابو حنيفه چهار صد حديث يا بيشتر، از روايات رسول خدا را انكار كرد و آنها را ساختگى شمرد محمّد بن شجاع ابو عبد اللَّه، فقيه عراقيان نيز در جهت يارى ابو حنيفه نيرنگ مىباخت و چارهانديشى مىكرد.
على بن جرير گفته است، بر ابن مبارك داخل شدم. مردى با او سخن مىراند: دو تن در مسألهاى اختلاف داشتند يكى رأى ابو حنيفه را بيان كرد و ديگرى حديث پيامبر را. ابن مبارك به آن مرد گفت: رأى ابو حنيفه را تكرار كن؛ او چنين كرد. ابن مبارك گفت: اين سخن كفر است، كفر.
من ابن مبارك را مخاطب ساختم كه به سبب تو كفر ورزيدند و كافر را امام ساختند. دليل سخنم را پرسيد و گفتم: به روايات تو از ابو حنيفه؛ گفت: از خداوند به جهت رواياتم از ابو حنيفه آمرزش جويم.
( تاريخ بغداد، ج ٥، ص ٣٥١ و ج ١٣، ص ٤١٤) نيز خطيب در تاريخ خود( ج ١٣، ص ٣٧٩) آمرزش خواستن ابو حنيفه از كفر را از گروه بسيارى نقل كرده است.
ابو حنيفه زشتيهاى ديگرى نيز داشته است. مىتوان به آن مأخذ رجوع كرد.
[٢]. اعراف: ١٦٦.
[٣]. النهايه ابن اثير، ج ٢، ص ٤٤٩.