نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٥١٨ - فصل هشتم وديعه و توابع آن
خويشتن رواست.» مفهوما بر اين نكته دلالت دارد كه اقرار آنها در باره ديگران پذيرفته نيست. در مسأله فوق نيز اقرار برده در حق صاحب او مورد بحث است.
٢٩- اگر كسى در روز شنبه بگويد: فلان از من درهمى طلبكار است و روز يك شنبه اين سخن مكرر كند، تنها يك درهم بر عهده اوست. ابو حنيفه بدهى او را دو درهم مىداند[١] ولى برائت، يك اصل عقلى است اقرار مكرر به يك چيز، نزد مردم امرى متعارف و عادى است؛ گرد آوردن شهود در يك مجلس نيز وظيفه اقراركننده نيست.
فصل هشتم: وديعه و توابع آن
١- اگر كسى كه وديعه را به او سپردهاند، بدون عذر آن را به وديعه نزد ديگران نهد، ضامن است.
مالك مىگويد، اگر آن شخص، همسر مرد باشد، ضامن نيست ولى اگر وديعه را به غير همسر خود بسپارد ضامن است.
ابو حنيفه بر آن است كه اگر او وديعه را به شخصى كه نزد وى امين بوده بسپارد، ضامن نيست اما اگر او را امين نمىدانسته و وديعه را نزد او نهاده، ضامن است[٢].
فرموده خدا و رسول با پندار ايشان ناسازگار است: خداوند مىفرمايد: «خدا به شما فرمان مىدهد كه امانتها را به صاحبانشان باز گردانيد.»[٣] و پيامبر فرمود: «امانت را به كسى كه آن را نزدت نهاده باز گردان»[٤] ٢- اگر حيوانى نزد كسى امانت باشد سيراب ساختن و علف دادن به حيوان بر عهده پذيرنده امانت است و بهاى آن را از مالك دريافت مىكند.
[١]. الهدايه، ج ٣، ص ١٣٢ و كتاب فضل در اين باب.
[٢]. بداية المجتهد، ج ٢، ص ٢٦١، الفقه على المذاهب، ج ٣، ص ٢٥٣، ٢٥٩ و الهدايه، ج ٣، ص ١٥٨.
[٣]. نساء: ٥٨.
[٤]. التاج الجامع للاصول، ج ٢، ص ٢٢٤ و به روايت كتاب، ابو داود و ترمذى نيز حديث را آوردهاند.