نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ١٩٠ - ٣ آيه تطهير
٣. آيه تطهير
: «اى اهل بيت، خدا مىخواهد پليدى را از شما دور كند و شما را پاك دارد.»[١]
[١]. احزاب، ٣٣ نزول آيه تطهير در فضيلت« اصحاب كساء» در خانه ام سلمه، از امورى است كه امت اسلام بر آن اجماع و اتفاق كردهاند و اين مطلب به تواتر از امامان اهل بيت و بسيارى از ياران پيامبر بيان شده است.
نمونههايى از مصادر اين باب را فهرست مىكنيم:
حافظ بزرگ و حنفى مشهور به حاكم حسكانى در« شواهد التنزيل، ج ٢، ص ١٠، تا ١٩٢ با برخى اسانيد، حافظ جلال الدين سيوطى در« الدر المنثور» ج ٥، ص ١٩٨، به طريقههايى، طحاوى در« مشكل الآثار» ج ١، ص ٣٣٢، حافظ هيثمى در« مجمع الزوائد» ج ٩، ص ١٢١، ١٤٦، ١٦٩، ١٧٢، احمد بن حنبل در مسند خود، ج ١، ص ٢٣٠ و ج ٤، ص ١٠٧، ابن حجر در« الصواعق» ص ٨٥، طبرى در تفسير خود، ج ٢٢، ص ٥، ٦، ٧، ابن اثير در« اسد الغابه» ج ٤، ص ٢٩، نسايى در« خصايص» ص ٤٠، اين حديث استوارترين برهان در اثبات برترى اهل بيت بر جمله جهانيان، در آن روزگار است. هيچ كس نه از فرزندان عبد المطلب( همان گونه كه عباس به نزول آيه در شأن اصحاب كساء اعتراف كرده) و نه از مادران مؤمنين( زنان پيامبر) به اين فضيلت دست نيافت. دو استدلال براى اثبات اين دعوى وجود دارد:
١. سخن همسران پيامبر به اينكه خداوند اين فضيلت را نصيب آنها نساخت ... ام سلمه مىگويد: من با اهل بيت بودم و از پيامبر پرسيدم: آيا من نيز از اهل بيت هستم؟ رسول اللَّه فرمود: تو بر خيرى؛ اينان اهل بيت منند و تو از همسران پيامبرى.
در روايت عمره همدانيه( مشكل الآثار ج ١، ص ٣٣٦) ام سلمه گفت: دوست داشتم پيامبر پاسخ مثبت مىداد، اين پاسخ برايم از آنچه خورشيد در شرق و غرب جهان بر آن مىتابد، دوست داشتنىتر بود.
( بنگريد به مأخذى كه بيان كرديم و مستدرك الحاكم، ج ٢، ص ٤١٦، سنن البيهقى، ج ٢، ص ١٥٠، تاريخ بغداد ج ٩، ص ١٢٦، ذخاير العقبى ص ٢١ و مصادر ديگر.) عايشه مىگويد: از پيامبر پرسيدم، آيا من از اهل بيت تو نيستم؟ فرمود: تو بر خيرى. و در برخى از روايات:
دور شو، به سوى خيرى( عاقبتى خير دارى).( نگاه كنيد به منابع پيشين و فرائد السمطين و كفايه الطالب ص ٣٢٣، تفسير ابن كثير، ج ٣، ص ٤٨٥) حسكانى در شواهد التنزيل از ام المؤمنين زينب، همين گونه روايت كرده است.
ضمير( از شما) كه در آيه به صورت مذكور آمده و ضمير پس از آن، دليل روشنى بر فراگير نبودن آيه نسبت به مادران مؤمنان( همسران پيامبر) است، همان گونه كه ابن حجر در الصواعق و دانشمندان بزرگ به آن اعتراف كردهاند. قرار گرفتن آيه در ميان آيات مربوط به همسران پيامبر، از باب استطراد و اعتراض است كه از ويژگيهاى سخن رسا و از اسلوبهاى قرآن است. بايد در قرآن تأمل كرد كه نگرش در آن روشنى ديده و پاكى انديشه است.
٢. آيه بر عصمت پنج تن دلالت مىكند و نمىتواند مربوط به زنان پيامبر باشد. آيه با ادات حصر« انما» آغاز شده و اراده خداوند به تطهير و پاك گردانيدن تعلق يافته و چون اين اراده به فعل حق متحقق مىشود پس اراده تكوينى است. آنچه پاك مىشود و متعلق تطهير است« پليدى»( رجس) مىباشد كه با الف و لام جنس آمده، بر اين اساس سخن خدا، نفى ماهيت رجس به صورت عام استيعابى مجموعى از اهل بيت مذكور در آيه را بيان مىدارد. معنى رجس آن گونه كه در النهايه ابن اثير و كتب ديگر و كار بست قرآنى آن هويدا است، هر چيزى است كه سبب نقص در روح و پريشانى انديشه شود. پس گناه، سهو، خطا و فراموشى نيز از رجسند( كه به پارسى پليدى ناميده مىشود). بدينسان آيه مذكور از دلايل عصمت است و با آيات مربوط به( خطاى) مادران مؤمنان منافات دارد.