نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ١٠٣ - خداوند فعل قبيح انجام نمىدهد
كند و عصيانگر را پاداش دهد پس طاعت مطيع جز رنج و زيان نيفزايد كه در اين جهان جز رنج نبرده و در آن جهان جز زيان نخواهد ديد. از سوى ديگر عصيانگر در هر دو عالم سود يافته و از رنج رسته است.
ه) خداوند تكليف به محال خواهد كرد زيرا همه اعمال از آن خداست و بنده قدرتى ندارد، پس هر عملى براى بنده غير ممكن و خارج از توان اوست اما چون خداوند بندگان را به بعضى امور تكليف كرده پس تكليف بيشتر از طاقت لازم مىآيد. با فرض جواز چنين تكليفى و روا بودن زشتى بر خدا، مانعى ندارد كه پروردگار بندگان را به امور محال فرمان دهد مثلا امر كند مردم موجودى مانند او يا خود، بيافرينند و مردگانى چون آدم و نوح را به جهان بازگردانند، كوه ابو قبيس را يكباره ببلعند و آب دجله را به يك جرعه بنوشند و اگر چنين نكنند ايشان را به انواع شكنجهها بيازارد.
خردمند، بنگرد آيا خداوند بندگان را به چنين امور محالى تكليف مىكند؟ آيا از بندگان ظالمى بوده است كه اين گونه تكليف كند؟ پيراسته است خداوند از اين نسبتها.
و) نمىتوان به پيامبرى هيچ پيامبرى آگاهى يافت، زيرا دليل نبوت، اين است كه خداوند پس از دعوى پيامبرى معجزهاى ظاهر كند كه نماد تصديق پيامبر باشد و اين به شرطى است كه هر كس مورد تصديق خداست راستگو باشد. اگر فعل قبيح بر خداوند روا باشد نه صغراى استدلال صحيح خواهد بود و نه كبراى آن؛ زيرا جايز است كه خداوند براى گمراه كردن خلق معجزهاى ظاهر كند و جايز است كه دروغزنى را تصديق كند.
ز) اگر خداوند بجاى آورنده زشتيها است واجب است كه از او (به ديگرى) پناه برد، زيرا از شيطان زيانبارتر است. پس به رأى ايشان بايد گفت، پناه بر شيطان رجيم از خداوند بزرگ! آيا خردمندان مىپسندند رأيى را برگزينند كه به سبب آن از ارحم الراحمين و گرامىترين بخشندگان استعاذهكننده و شيطان را از لعن رهايى بخشند! پناه بر خدا از اعتقاد ياوه انديشان و ورود به جرگه ستمكاران؛ به همين مختصر بسنده مىكنيم.