نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٢٦٢ - ١ نسب او
اين دليرى همراه با خوردن طعام ساده و ناگوار بود. او سه روز نان گندم نمىخورد، و از نان جوى كه پوست آن را نگرفته بودند استفاده مىكرد[١] كيسه جو يا گندم خويش را مهر مىكرد تا حسنين پوست جو يا گندم را نگيرند.
بسيار روزه مىگرفت و نماز مىگزارد[٢]. اين همه با نيروى فراوانى بود كه داشت.
بدانسان كه دروازه خيبر را بركند و مسلمانان از گرداندن آن عاجز شدند[٣].
برتريها و مقامهاى او بيش از آن است كه به شمار آيد.
گونه سوم از
فضيلتهاى خارجى
١. نسب او
: هيچ كس در شرافت نسب به امير المؤمنين نرسيده است همان گونه كه خود فرمود: هيچ كس با ما خاندان پيامبر مقايسه نمىشود[٤].
جاحظ كه از دشمنترين آدميان نسبت به امير المؤمنين است مىگويد: «على در اين سخن خود كه هيچ كس با ما خاندان پيامبر مقايسه مىشود راست گفته است.
چگونه مىتوان كسى را با گروهى مقايسه كرد كه پيامبر و دو انسان پاك چون على و فاطمه، فرزندانى چون حسن و حسين و شهيدانى چون حمزه و جعفر ذو الجناح و سرور مكيان عبد المطلب و ساقى حاجيان عباس و شكيباى بطحاء ابو طالب از ايشان است و بركت و بزرگى و هدايت در ايشان؟ انصار كسانى هستند كه آنان را يارى مىدهند و مهاجران آنانى كه به سوى ايشان هجرت مىكنند و با آنان هستند؛ راستگو كسى كه آنها را تصديق كند و تميز دهنده آنكه حق و باطل را در ميانشان تميز
[١]. شرح نهج البلاغه، ج ١، ص ٨ و ١٨١، ينابيع المودة، ص ١٤٣، الى ١٤٦، ذخاير العقبى ص ١٠٧، الاتحاف شبراوى، ص ٢٥.
[٢]. شرح نهج البلاغه، ج ١، ص ٩، ينابيع المودة، ص ١٥٠.
[٣]. تاريخ بغداد، طبع قاهره، ج ١١، ص ٣٢٤، لسان الميزان، ج ٤، ص ١٩٦، ينابيع المودة، ص ٣٨.
[٤]. گزيده كنز العمال، ج ٥، ص ٩٤، ذخاير العقبى، ص ١٧، كه گفته است: ملأ روايت را آورده است ....