نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٤٤٠ - فصل دوم نماز و برخى از مباحث آن
باشد، نماز باطل و اگر بزرگ باشد صحيح خواهد بود. اين فتواها بهترين دليل بر دليل نداشتن صاحبان فتواست.
فصل دوّم: نماز و برخى از مباحث آن
١- اماميه معتقدند اگر بيهوشى، در تمام وقت نماز ادامه يابد، نماز ساقط مىگردد و ادا و قضاى آن لازم نيست. احمد بن حنبل قضاى نماز را مطلقا واجب مىداند. ابو حنيفه مىگويد: اگر بيهوشى در پنج نماز بود، قضاى آن واجب است ولى اگر در شش نماز بوده واجب نيست[١].
هر دو فقيه با عقل و نقل مخالفت كردهاند. نقل از آن جهت كه به تواتر شيعه و سنى در خبر آمده است كه، «تكليف از سه كس برداشته شده ...»[٢] و عقل از آن رو كه فهم يكى از شرايط تكليف است و بيهوش داراى فهم نيست و قضا تابع اداء است، چون اداء ساقط شد قضا نيز ساقط است.
٢- اماميه پيش افكندن نماز و گزاردن آن در اول وقت را بهتر مىدانند مگر براى كسى كه نافله به جا مىآورد يا منتظر امام جماعت است و يا در مشعر الحرام نماز مغرب گزارد.
ابو حنيفه نماز صبح را در هنگام آشكار شدن سپيده، مستحب مىداند و در ظهر و نماز جمعه قائل به تأخير است[٣].
ابو حنيفه فرمان خداوند را ناشنيده انگاشته است كه فرمود: «بر يك ديگر پيشى گيريد براى آمرزش پروردگار خويش»[٤] و «در خيرات بر يك ديگر پيشى گيريد.»[٥]
[١]. بدايه المجتهد، ج ١، ص ٧٨ و الفقه على المذاهب، ج ١، ص ٤٨٨.
[٢]. التاج الجامع للاصول، ج ١، ص ١٥٠.
[٣]. بدايه المجتهد، ج ١، ص ٧٦ و الفقه على المذاهب، ج ١، ص ١٨٥ و ٢٧٥.
[٤]. آل عمران: ١٣٣.
[٥]. مائده: ٤٨.