نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٩٧ - استدلالهاى عقلى
اثبات حسن و قبح عقلى
اماميه و معتزله پيرو ايشان بر آنند كه برخى از اعمال مانند راستگويى سودمند و دروغ زيانبار، به ضرورت عقل، حسن و قبحى آشكار دارند.
هيچ خردمندى در اين مطلب ترديد نمىكند و جزم او به اين حكم، كمتر از يقينش به بديهيات نيست.
پارهاى ديگر از اعمال، چون راستگويى زيانبار و دروغ سودمند، حسن و قبحى اكتسابى و آموختى دارند[١] كه گاه عقل از دريافت آنها ناتوان است و شرع بيانگر ايشان است. عبادتها اين گونهاند.
اشاعره مىپندارند حسن و قبح شرعى است و عقل به هيچ يك حكمى نمىدهد و داورى آنها بر عهده شرع است؛ هر چه را شريعت خوب بداند پسنديده است و آنچه را ناخوب، ناپسند[٢].
استدلالهاى عقلى
رأى اشعريان به چند دليل باطل است:
الف) آنها حسن و قبحى را كه هر عاقلى درك مىكند (مانند راستگويى سودمند و دروغ
[١]. حسن و قبح، عقلى هستند و با تغيير عنوان نمىتوان چيزى را كه در ذات خود حسن يا قبيح است به حسن يا قبيح ثانوى دگرگون ساخت.( محشى) حسن و قبح عقلى از مطالب بسيار گسترده و پيچيده است و در اين مقام مجالى براى بيان آن نيست تنها به ذكر اين نكته بسنده مىكنيم كه مراد از حسن و قبح عقلى يا شرعى افعال، اين است كه آيا پسنديده يا ناپسند بودن اعمال( مانند جوانمردى و پستى و ايثار و دزدى) وابسته به معرفى شرع است يعنى اين اعمال در ذات خود و با قطع نظر از شرع، هيچ صفتى ندارند يا بدون حكم شرع نيز واجد صفات خوبى و بدى هستند. براى تفصيل بيشتر بايد به كتابهاى معتبر مراجعه كرد. به عنوان نمونه، به اصول مظفر، جلد اول، بخش مستقلات عقليه.( م).
[٢]. الملل و النحل، ج ١، ص ١٠١، شرح تجريد، قوشچى، ص ٣٧٥.