نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ١١٧ - استدلالهاى عقلانى بر ابطال جبر
آدمى را نمىتوان بر كوتاهى و بلندى قامت يا قرار داشتن آسمان و زمين در بالا و پايين او سرزنش نمود زيرا نكوهش بر فعلى رواست كه از آن آدمى باشد[١].
اشاعره، حسن چنين مدح و ذمى را نمىپذيرند و نزد ايشان سپاسگزارى از خداوند و نكوهش شيطان و گمراهان پسنديده نيست بلكه آنها در سزاوار بودن به مدح و ذم برابرند.
خردمند اهل انصاف اين قضيه را بر عقل خود عرضه كند و از فرمان خرد پيروى نمايد و پيروى خطاكار را فرو نهد كه در قيامت عذرى نخواهد داشت. بپرهيزد از آن كه خود را در حلقه كسانى جاى دهد كه خداوند در باره آنها فرموده: «آنگاه در درون آتش با يك ديگر به مجادله برخيزند و ناتوانان به گردنكشان گويند كه ما پيروان شما بوديم، آيا مىتوانيد اندكى از اين آتش كه نصيب ما شده است بكاهيد؟»[٢] ج) با اين رأى بر خداوند ناپسند است كه ما را به طاعات امر كند و از گناهان نهى نمايد زيرا ما توانايى پيشگيرى از امر قديم را نداريم. از آن رو كه بجاى آورنده گناه در ما، خداوند است و طاعت براى ما مقدور نيست. اگر پروردگار در ما طاعت آفريده باشد، به ضرورت حاصل خواهد شد و اگر نيافريده باشد پديد آمدن آن ناممكن است.
اگر بندهاى قدرت فعل و ترك نداشته باشد افعال او مانند حركات اجسام بىجان است و همان گونه كه امر و نهى و مدح و ذم جمادات بىمعنى است كارهاى بندگان نيز چنين خواهد بود. نيز وقتى كه خداوند خلقت ما را بر گناه قرار داده چگونه قدرت
[١]. در طرايف آمده است: مردى از جعفر بن محمّد الصادق ٧ در باره قضا و قدر پرسش كرد. امام فرمود:
آنچه را كه بتوان به سبب آن شخص را سرزنش كرد، عمل اوست و فعلى را كه نمىتوان موجب نكوهش بنده دانست، از خداست. خداوند از بنده مىپرسد: چرا عصيان، فسق، شرب خمر، زنا كردى؟ پس اينها اعمال آدميان است اما نمىپرسد چرا بيمار، كوتاه، سفيد يا سياه شدى زيرا اين امور مربوط به خداست( بحار الانوار، ج ٥، ص ٥٩).
[٢]. مؤمن: ٤٧.