نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٤٩٩ - فصل ششم خريد و فروش
٣٣- تقليد قربانى مستحب است ولى مالك و ابو حنيفه آن را نهى كردهاند[١]. عايشه مىگويد: پيامبر گوسفندى قربانى كرد و آن را تقليد كرده بود[٢].
٣٤- اگر محرم صيدى را هدف قرار دهد كه دست و پايش در غير حرم و سرش در حرم است و ضربه او به سر شكار اصابت كند بايد كفاره دهد. ابو حنيفه مىگويد: كفارهاى در ميان نيست[٣] ولى امر خداوند در پرداخت كفاره به سبب چيزى كه در حرم كشته شده، امرى عام است.
فصل ششم: خريد و فروش
١- در كالايى كه غايب است، بيان كردن جنس ضرورى است يعنى اگر شخصى بگويد:
آنچه را كه در آستين يا صندوق يا در بصره دارم به تو مىفروشم و جنس را بيان نكند معامله باطل است.
ابو حنيفه مىگويد: در همه اين موارد معامله صحيح است[٤] در حالى كه پيامبر از بيع غرر نهى فرموده است[٥].
٢- اگر مشترى كالايى را كه با شرايط و ويژگيهايى فروخته شده، به همان نحو ببيند حق بر هم زدن معامله (خيار) را ندارد.
شافعى چنين حقى را مىپذيرد[٦] اما به حكم عقل، هنگامى كه معامله صحيح
[١]. بدايه المجتهد، ج ١، ص ٣٠٤ و المحلى نوشته ابن حزم.
[٢]. التاج الجامع للاصول، ج ٢، ص ١٦٩ نويسنده گفته است كه راويان پنجگانه حديث را ذكر كردهاند.
[٣]. فضل اين موضوع را بيان كرده و در صدد توجيه آن برآمده است.
[٤]. الفقه على المذاهب، ج ٢، ص ٢١٧، الهدايه، ج ٢، ص ١٧ و بدايه المجتهد، ج ٢، ص ١٢٩.
[٥]. مصابيح السنه، ج ٢، ص ٧، منتخب كنز العمال، ج ٢، ص ٢٢٩، صحيح مسلم، ج ٣، ص ٣ و الموطأ، ج ٢، ص ١٥٧.
[٦]. الام، ج ٣، ص ٤، در بداية المجتهد، ج ٢، ص ١٢٩ نيز اشارتى به اين موضوع رفته است و فضل در صدد توجيه برآمده است.