نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٥٨٢ - فصل هفدهم قضاوت و توابع آن
بكند، سوگند شكسته است.
سخن ابو حنيفه خلاف عرف است.
اگر قسم آورد كه خورشى نمىخورد، قسم او به خوردن گوشت بريان نمىشكند. رأى ابو حنيفه نه با عرف هماهنگ است و نه با گفتار رسول: كه سرور خورشها، گوشت است.
اگر سوگند خورد كه سوى مسجد پيامبر ٦ يا مسجد اقصى يا آرامگاه امامان ٧ راه سپارد، وفا به عهد بر او واجب نيست[١].
خداوند به رغم پندار ابو حنيفه، فرموده است: «به پيمانها وفا مىكنند.»[٢] اگر روزه عيد فطر را نذر كند، بر اوست و اگر روزى جز فطر را روزه بدارد و آن را به جاى عيد فطر نيت آرد، بسنده است[٣].
اجماع بر آن است كه روزه عيد فطر، گناه و حرام است و نذر به گناه تعلق نمىگيرد[٤].
فصل هفدهم: قضاوت و توابع آن
١- عامى نمىتواند قاضى باشد. ابو حنيفه بر خلاف حق، آن را جايز مىداند[٥]: «و هر كه بر وفق آياتى كه خدا نازل كرده است، حكم نكند، كافر است.»[٦] عامى، چون به تقليد حكم كند، قضاوت او جز آن است كه خداوند فرستاده است.
[١]. اعتراف فضل و الفقه على المذاهب، ج ٢ ص ١٤٥ و الهدايه، ج ٢، ص ٦٩.
[٢]. انسان: ٧.
[٣]. الفقه على المذاهب، ج ٢ ص ١٤٥ و بداية المجتهد، ج ١، ص ٣٤٣.
[٤]. برخى از مصادر بيان شد، نيز: بداية المجتهد، ج ١، ص ٢٤٣.
[٥]. بداية المجتهد، ج ٢، ص ٣٨٤ و الهدايه، ج ٣، ص ٧٤.
[٦]. مائده: ٤٤.