نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٤٦٦ - فصل دوم نماز و برخى از مباحث آن
حضور واجب نيست، گرچه در فاصله اندكى از شهر باشند[١].
محمد گفته است: از ابو حنيفه پرسيدم كه آيا نماز جمعه بر ساكنان الزوره كوفه واجب است؟ پاسخ منفى داد در حالى كه ميان الزوره و كوفه، خندقى فاصله است و زوره روستايى است نزديك كوفه.
فتواى شافعى نيز به واجب نبودن حضور است مگر آن كه ساكنان در محلى باشند كه اذان را بشنوند[٢]. رأى اين قوم با كلام حق ناسازگار است كه فرمود: «به سوى ذكر خدا بشتابيد.» ٥٣- نماز جمعه به پنج تن كه يكى از ايشان، خود امام است، منعقد مىشود.
شافعى، احمد و اسحاق در كمتر از چهل نفر، نماز را واجب نمىدانند[٣] و با عموم قرآن مخالفت ورزيدهاند.
٥٤- عدد در ابتدا شرط است نه در ادامه، اگر نمازگزاران پس از تكبير پراكنده شدند، آن كس كه برجاست بايد نماز را به نيت و هيأت نماز جمعه به پايان برد.
فقيهان چهارگانه سنى با اين حكم مخالفند[٤] و مخالفت آنها، رو تافتن از نص قرآن و گفت پيغمبر است كه «نماز بر همان گونهاى است كه آغاز شده است.» ٥٥- باقى ماندن وقت، شرط نماز جمعه نيست و اگر پيش از اتمام نماز، فرصت به پايان برسد بايد نماز را به نيت و هيأت جمعه به انجام رساند.
ابو حنيفه و شافعى آن را شرط مىدانند[٥] ولى خدا و رسولش ندانستهاند[٦].
[١]. بداية المجتهد، ج ١، ص ١٢٩، الفقه على المذاهب، ج ١، ص ٣٧٨ و ٣٨٠ و الهدى، ج ١، ص ٥٧.
[٢]. الفقه على المذاهب، ج ١، ص ٣٨٣، الام، ج ١، ص ١٧٠ و مختصر المزنى، ص ١٣٠.
[٣]. الفقه على المذاهب، ج ١، ص ٣٨٨، بداية المجتهد، ج ١، ص ١٢٤ و الام، ج ١، ص ١٦٩.
[٤]. الام، ج ١، ص ١٧٠ و الفقه على المذاهب، ج ١، ص ٣٨٨.
[٥]. الفقه على المذاهب، ج ١، ص ٣٧٦.
[٦]. خداوند مىفرمايد:« به سوى ياد اللَّه بشتابيد» و فرستاده خداوند مىفرمايد:« هر كس بىضرورتى جمعه. را ترك كند خدايش در كتابى كه محو و دگرگون نمىشود، منافق نويسد» اين روايت از شافعى است، نيز پيامبر فرمود:« جمعه بر هر مسلمان حق واجب است».