نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٥٣٤ - فصل يازدهم ميراث و توابع آن
ميراث مىيابد: آزادشده خود، كودكى كه از او سقط شده است و فرزندش»[١] دليل ديگر روايت پيامبر است كه فرمود: «مادر فرزند ملاعنه، پدر و مادر اوست.»[٢] رسول خدا مادر او را در حكم پدر و مادرش قرار داد.
٣- به رأى اماميه و رغم فقهاى چهار مذهب سنى، مسلمان از كافر ارث مىبرد[٣]. گمان اهل سنت با عموميت سخن خدا ناهماهنگ است كه فرمود: «خدا در باره فرزندانتان به شما سفارش مىكند» و گفته فرستاد خدا كه «اسلام فرا رونده است و چيزى از آن فراتر نيست.»[٤] و «اسلام مىافزايد و نمىكاهد.»[٥] ٤- اماميه ميراث به تعصيب را باطل مىشمارند و اسباب وراثت را منحصر در فرض، قرابت يا سببى چون زوجيت و ولاء مىدانند.
جمهور به تعصيب قائلند[٦] و سخن حق را فرو نهادهاند كه: «از هر چه پدر و مادر و خويشاوندان به ارث مىگذارند، مردان را نصيبى است و از آنچه پدر و مادر و خويشاوندان به ارث مىگذارند، چه اندك و چه بسيار، زنان را نيز نصيبى است، نصيبى معين.»[٧] جابر از زيد بن ثابت نقل قول كرده است كه از داوريهاى جاهليت، ارث بردن
[١]. التاج الجامع للاصول، ج ٢، ص ٢٦٠ و سنن ابن ماجه، ج ٢، ص ٩١٦ و مصابيح السنه، ج ٢، ص ١٦.
[٢]. در سنن ابو داود آمده است كه پيامبر ٦ ميراث پسر ملاعنه را براى مادر و ورثه مادر قرار داده است.
ولد ملاعنه، فرزندى است كه در بستر مردى به دنيا آمده است ولى مرد او را با لعان از خود نفى كرده است.( م).
[٣]. تفسير الخازن، ج ١، ص ٣٥٠، بدايه المجتهد، ج ٢، ص ٢٩٥ و التفسير الكبير، ج ٩، ص ٢٠٩.
[٤]. التاج الجامع للاصول، ج ٢، ص ٢٥٢، التفسير الكبير، ج ٩، ص ٢٠٩ و منتخب كنز العمال، ج ١، ص ٥٦.
[٥]. همان.
[٦]. تفسير الخازن، ج ١، ص ٢٥٠، بدايه المجتهد، ج ٢، ص ٢٨٤ و احكام القرآن، ج ٢، ص ٧٨.
[٧]. نساء: ٧.