نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ١٣ - مقدمه مؤسسه
[مقدمات پژوهش]
مقدّمه مؤسسه
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
الحمد للَّه ربّ العالمين، و الصّلاة و السّلام على محمّد خاتم النبيين و على عترته الطاهرين.
از نخستين سالهاى سده هفتم هجرى كه در ناحيه خراسان بزرگ و از سوى سلطان محمد خوارزمشاه زمزمه بركنار ساختن خليفه عباسى در گوش زمانه پيچيد و سخن از گماشتن سيد علاء الدين ترمذى به خلافت اسلامى به ميان آمد، فشار توان فرساى دولت عباسى بر شيعيان و سر سپردگان خاندان عصمت و طهارت كاستى پذيرفت و چنان شد كه پارهيى از دانشمندان اهل سنت هم آثارى ارزنده در راستاى بازگو كردن حقايق مربوط به پيشوايان معصوم شيعه و بيان فضيلتهاى به فراموشى سپرده ايشان پديد آوردند كه به عنوان مثال مىتوان به تذكرة الخواص سبط ابن جوزى واعظ نامور و حنفى مذهب بغداد و شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد و دهها كتاب ديگر كه از مصادر ارزشمند به شمار مىآيد اشاره كرد. از سوى ديگر دولتمردان بزرگى چون خواجه نصير طوسى كه در علم شهره آفاق و در درايت و حكومت زبان زد همگان بود و ابن علقمى كه با مغولان روش مسالمتآميز را پيشه ساخته بود راه را براى بيان حقايق و اظهار عواطف هموارتر كردند و مىتوان به آثار چون دوازده بند خواجه نصير كه در واقع چهارده بند و به نام چهارده معصوم است اشاره كرد كه در انجمنهاى مذهبى بغداد و ديگر شهرهاى شيعهنشين در كمال آزادى خوانده مىشد.
پس از سقوط بغداد و حاكميت مغولان هر چند كه آنان به قوانين و احكام اسلامى و مسلمانان روى خوش نشان مىدادند ولى هنوز تا پذيرفتن آيين اسلام از سوى آنان