نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٥٦٢ - فصل سيزدهم طلاق و توابع آن
است![١] آيا عقل اين فتوى را مىپذيرد؟
٢٧- اگر مادر نيازمند و تهيدست باشد، نفقه او واجب است، به رغم مالك بن انس[٢] و بر وفاق خدا: «در دنيا با آنها (پدر و مادر) به وجهى پسنديده زندگى كن.»[٣] كسى از پيامبر پرسيد: نيكوكارترين شخص كيست؟ فرمود: مادرت- پس از او؟
- مادرت- پس از او؟
- مادرت پس از او پدرت[٤].
بدينسان پيامبر پدر را در رتبه چهارم قرار داد.
٢٨- نفقه بر زن با گذشت زمان از ميان نمىرود. ابو حنيفه بر آن است كه نفقه ساقط مىگردد[٥].
خرد گواه است كه آنچه به عنوان دين بر انسان است تنها با از ميان رفتن علتش، از ميان مىرود و گذر زمان علت نفى و سقوط نفقه نيست همان گونه كه در باره دين،
[١]. بداية المجتهد، ج ٢، ص ٣١٢ و الهدايه، ج ٢، ص ٣٩.
فضل مىگويد: دليل ابو حنيفه اين است كه اعترافكننده به سبب اقرار خويش مؤاخذه و پيگرد مىشود و ميتواند دعوى كند كه سخنش، غير ممكن و محال است، اكنون كه از اين دعوى مىگذرد، نمىتوان پيگرد برخاسته از اعتراف را ناديده گرفت.
اين نيكوترين توجيه براى دليل ابو حنيفه است.
[٢]. فضل پس از پذيرش براى مالك، درصد توجيه آن برآمده، براى پژوهش بيشتر بايد به كتب مفصل مالكيان رجوع كرد.
[٣]. لقمان: ١٥.
[٤]. سنن ابن ماجه، ج ٢، ص ١٢٠٦ و التاج الجامع للاصول، ج ٥، ص ٤، به نوشته آن كتاب، اين روايت را ذكر كردهاند.
[٥]. الهدايه، ج ٢، ص ٣١.