نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٣٧٠ - فاطمه و غصب فدك
بود تا پيامبر در گذشت. پس از بيعت با ابو بكر، او زمينها را باز پس گرفت. فاطمه در اين باب با ابو بكر سخن گفت و بيان داشت كه پيامبر آنها را به او بخشيده است. ابو بكر گفت:
من آنچه را كه پدرت به تو داده، از تو دريغ نخواهم داشت و خواست نامهاى براى فاطمه بنويسد. عمر بن خطاب مانع شد و گفت: فاطمه يك زن است از او بخواه براى اثبات دعوى خود گواه آورد. ابو بكر چنين كرد و فاطمهام ايمن، اسماء بنت عميس و على ٧ را شاهد گرفت و ابو بكر فرمان بازگشت اراضى را نوشت. چون اين خبر به عمر رسيد، فرمان را گرفت و پاره كرد. فاطمه سوگند خورد كه با آن دو تن سخن نگويد و در حالى كه بر ايشان خشمگين بود در گذشت.»[١] مامون هزار كس از فقيهان را به مناظره خواند و نتيجه پژوهش آنها به ردّ فدك بر فرزندان علويان رسيد و مأمون فدك را به فرزندان علويان باز گرداند[٢].
ابو هلال عسكرى در كتاب «اخبار الاوائل» آورده است: «نخستين كسى كه فدك را به فرزندان فاطمه باز گرداند، عمر بن عبد العزيز بود، در حالى كه معاويه آن را به مروان بن حكم، عمر بن عثمان و يزيد بخشيده بود. و بهره هر كس ٣/ ١ اراضى بود. سپس آن املاك غصب شد و سفاح به ايشان بخشيد. آنگاه دوباره غصب گشت و مهدى آنها را باز گرداند و چون دگر باره غصب شد مامون فرمان باز گرداندن زمينها را داد.
ابو هلال مىافزايد: اراضى فدك چند بار ديگر نيز غصب شد واثق، معتمد، معتضد و راضى آنها را باز گرداندند.»[٣] جابر بن عبد اللَّه- بىشاهد و بينه- دعوى كرد كه پيامبر چيزى را به او بخشيده بود و ابو بكر آن را به او داد. جابر بن عبد اللَّه حاضر شد و گفت كه پيامبر به او وعده داده كه سه
[١]. السيره الحلبيه، ج ٣، ص ٣٦٢ از ابن الجوزى و شرح نهج البلاغه، ج ٤، ص ١٠١.
[٢]. تاريخ اليعقوبى، ج ٣، ص ٢٠٣ و معجم البلدان.
[٣]. شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج ٤، ص ٨١، وفاء الوفاء باخبار دار المصطفى ج ٢، ص ١٦٠.