نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٧١ - خداوند با چيزى متحد نيست
دردناك شدند فرشتگان به عيادتش آمدند.» مقلد خردمند خود انصاف دهد، آيا پيروى از چنين كسانى سزاست؟ و آيا خرد فراخنايى براى پذيرفتن چنين گفتارهاى دروغ و ياوههاى باطلى دارد؟ آيا نهاد آدمى با اين انديشه كه چنين قومى به حقيقت راه يافته باشند، آرام مىگيرد؟
خداوند در جهت نيست
همه خردمندان در اين حكم همراه هستند كه خداوند در جهت نيست ولى كراميّه[١] مخالفت ورزيدهاند و برآنند كه او در جهت بالا قرار دارد. آنان نمىدانند كه هر چه در جهت باشد يا در همان جهت مىماند و يا از آن حركت مىكند. چنين موجودى از حوادث خالى نيست و همان گونه كه گذشت هر چه از حوادث گسسته نباشد خود نيز حادث است.
خداوند با چيزى متحد نيست
بداهت بر خطا بودن اتحاد گواهى مىدهد زيرا معقول نيست دو چيز، يكى شوند.
اين مطلب مورد انكار گروهى از صوفيان قرار گرفته كه از جمهور هستند. آنان پنداشتهاند كه خداوند با تن عارفان متحد مىشود، حتّى برخى گفتهاند خداوند عين وجود است و هر موجودى خداست. اين سخن جز كفر و الحاد نيست. سپاس خداى را كه به پيروى اهل بيت پيامبر و دورى جستن از اهل آرزوها و سخنان باطل بر ما منت نهاد.
[١]. كراميّه پيروان ابى عبد الله محمد بن كرام هستند و دوازده فرقه دارند( بنگريد به الفرق بين الفرق ص ١٣١ و ملل و نحل، ج ١، ص ١٠٨) ابو الحسن اشعرى رهبر اشاعره نيز در راى مذكور با كراميه همداستان شده و خداوند را موصوف به جهت فوق دانسته است.( الابانه في اصول الديانه، ص ٣٦ الى ٥٥) وهابيه كه نماينده نامبردار ايشان ابن تيميه است نيز همين رأى را برگزيدهاند.( بنگريد به رساله العقيده الحمويه ابن تيميه، ج ١، ص ٤٢٩ و الهديه السنية ص ٩٧ و الرسالة الخامسة عبد الطيف حفيد محمد بن عبد الوهاب، ص ١٠٥.