نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٣٠٦ - ج عيبها و خطاهايى كه جمهور از عثمان نقل كردهاند
ما عثمان را در حالت كفر كشتيم.
سبب قتل عثمان آن بود كه در بيت المال مدينه صندوقچه گوهرى وجود داشت كه عثمان براى آرايش خاندان خود از جواهر آن برگرفت. مسلمانان لب به شكوه گشودند و با وى سخنان درشت گفتند تا به خشم آمد و پاسخ داد: «بىگمان نياز خود را از اين فىء تأمين خواهم كرد گرچه قومى را ناخوش آيد.» على ٧ فرمود: «اگر چنين كنى از آن محروم خواهى شد و ميان تو و (فىء) فاصله خواهد افتاد.» عمّار نيز گفت: «خداى را گواه مىگيرم كه من نخست كسى هستم كه او را ناخوش مىآيد.» عثمان گفت: «اى فرزند سميه بر من جسارت مىورزى؟ او را بگيريد.» عمّار را دستگير كردند و نزد او بردند. عثمان او را چندان كتك زد تا از هوش رفت و بيرونش افكندند. عمّار را به خانه ام سلمه بردند و او نمازهاى ظهر و عصر و مغرب را بجا نياورد. چون بهوش آمد وضو ساخت و نماز گزارد.
مقداد، عمّار، طلحه و زبير و گروهى از اصحاب پيامبر نامهاى نوشتند و در آن بدعتها و خطاهاى عثمان را يادآور شدند و به او اخطار كردند كه اگر به سامان نيايد بر او خواهند شوريد. عمّار به نزد عثمان آمد و سرآغاز نامه را بر او خواند. عثمان گفت:
از ميان آنها تو پيشگام شدى؟ سپس به بردگانش فرمان داد دست و پاى عمّار را بگيرند و به اسافل او ضربههايى زد كه به سبب آنها به فتق مبتلا شد. عمّار مردى پير و ضعيف بود و بر اثر ضربهها بيهوش گشت[١]. عمّار مىگفت: سه تن به كفر عثمان گواهى دادند و من چهارمين نفر هستم «و هر كه بر وفق آياتى كه خدا نازل كرده حكم نكند كافر است.»[٢]
[١]. تاريخ الخميس، ج ٢، ص ٢٧١، الامامه و السياسه، ج ١، ص ٣٢، السيره الحلبيه، ج ٢، ص ٧٨، شرح نهج البلاغه، ج ١، ص ٢٣٨، الانساب بلاذرى، ج ٥، ص ٤٨.
[٢]. شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج ١، ص ٢٣٩، نويسنده گفته است: حديث از طريقههاى گوناگون و به سندهاى فراوان نقل شده و آيه مذكور در سوره مائده، آيه ٤٤ است.