نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٢٢٩ - ١٤
مگر از آن رو كه تو را براى خويش برگزينم[١]. و جايگاه تو نسبت به من، جايگاه هارون به قياس موسى است جز آنكه پس از من پيامبرى نيست و تو برادر و وارث منى.»[٢] در جمع ميان صحاح سته از پيامبر آمده است: «دو هزار سال پيش از آفرينش آسمانها بر در بهشت نگاشته بودند كه محمّد پيامبر خدا و على برادر فرستاده خداست.»[٣]
١٤.
در مسند احمد بن حنبل و در صحاح سته از پيامبر روايت شده است كه على از من است و من از على هستم. او ولى همه مؤمنان پس از من است. (وظائف و رسالات) مرا جز من يا على هيچ كس بجاى نمىآورد[٤].
همچنين در همان كتب آمده است كه پس از كشته شدن پرچمداران كفر در جنگ احد به دست على، جبرئيل به پيامبر گفت: «اين حقيقت برادرى است و پيامبر فرمود:
همانا على از من است و من از او هستم. جبرئيل گفت: و من نيز از شما دو تنم
[١]. عين حديث از مسند در ينابيع المودة، ص ٥٦ روايت شده، نيز: الرياض النضره، ج ٢، ص ١٦٨، كنز العمال، ج ٦، ص ١٥٣، التاج الجامع للاصول، ج ٣، ص ٣٣٥، مصابيح السنه، ج ٢، ص ١٩٩، ذخائر العقبى، ص ٩٢، اسد الغابه، ج ٣، ص ٣١٧ و ج ٢، ص ٢٢١، خصائص النسايى، ص ١٨.
حديث« برادرى» از روايات متواتر است كه هيچ يك از دانشمندان در آن ترديد ندارند.
[٢]. حديث در ينابيع المودة، ص ٥٧ به اسناد از كتاب زوائد المسند و منتخب كنز العمال، ج ٥، ص ٤٥ و ٤٦ آمده است.
[٣]. مجمع الزوائد، ج ٩، ص ١١١، ذخائر العقبى، ص ٦٦، كنز العمال، ج ٦، ص ٥٩ از ابن عساكر، حلية الاولياء، ج ٤، ص ٣٥٥، فيض القدير، ج ٤، ص ٣٥٥.
[٤]. مسند احمد، ج ٤، ص ١٦٤ و ١٦٥ به پنج طريق، خصائص النسايى، ص ١٩ و ٢٠ به دو طريق، صحيح البخارى، ج ٣، ص ٢٢٩، التاج الجامع للاصول، ج ٣، ص ٣٣٥، الصواعق المحرقه، ص ٧٤، تاريخ الخلفاء، ص ١٦٩، سنن البيهقى، ج ٨، ص ٥، صحيح الترمذى، ج ٢، ص ٢٩٧، مجمع الزوائد، ج ٩، ص ١٢٧، مستدرك الحاكم، ج ٣، ص ١١٠، مسند ابو داود، ج ٣، ص ١١١، كنز العمال، ج ٦، ص ٣٩٩، فضايل الخمسه من الصحاح السته، ج ١، ص ٣٣٧.