نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ١٨٨ - ١ - آيه ولايت
خطاب، عثمان بن عفان و سرانجام على بن ابى طالب است. سنيان با چنين رأيى از معقول و منقول سر پيچيدهاند.
استدلالهاى عقلانى بر امامت امير المؤمنين على ٧
١. امام بايد معصوم باشد و جز على ٧ به اجماع، هيچ كس معصوم نيست پس او امام است.
٢. شرط امام بودن آن است كه پيشتر مرتكب گناهى نشده باشد و مشايخ، پيش از اسلام بت مىپرستيدند پس امام نيستند و چون فرض ثالثى در ميان نيست، على ٧ امام است.
٣. امام بايد مورد نص قرار گرفته باشد و جز على ٧ نصى براى آن سه نفر وجود ندارد.
٤. امام بايد از رعيت خود برتر باشد و جز على ٧ كسى چنين نيست، پس او امام است.
٥. امامت رياست عامه است و تنها به زهد، علم، عبادت، شجاعت و ايمان، شخص سزاوار آن مىگردد. خواهد آمد كه على ٧ گرد آورنده اين صفات به كاملترين صورت است و هيچ كس چون او نيست پس او امام است.
استدلالهاى قرآنى
دلايل منقول: قرآن و سنت است كه به تواتر در حق على وارد شده است:
قرآن:
[١- آيه ولايت]
. «جز اين نيست كه ولى شما خداست و رسول او و مؤمنانى كه نماز مىخوانند و همچنان كه در ركوعند انفاق مىكنند.»[١] نزول اين آيه به اجماع براى على ٧ است و اين امر در صحاح سته نيز ذكر شده است[٢]. شأن نزول آيه مربوط به زمانى است كه
[١]. مائده: ٥٥.
[٢]. اين حديث در جامع الاصول، ج ٩، ص ٤٧٨، ط مصر از الجامع بين الصحيحين الست شيخ ابو الحسن عبدرى اندلسى نقل شده است. نزول اين آيه در حق امير المؤمنين مورد تأييد روايات متواتر در كتب حديث، كلام و فقه است. بزرگان جمهور بر درستى اين روايات و اعتماد به آنها تأكيد كردهاند. علّامه امينى در كتاب خود« الغدير»( ج ٢، ص ٢٥) و علّامه فيروزآبادى در كتاب خود« فضايل الخمسه من الصحاح السته» و علّامه سيد شرف الدين در« المراجعات» و« النص و الاجتهاد». مصادر حديث را بيان كردهاند.