نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ١٠٠ - خداوند فعل قبيح انجام نمىدهد
ط) هر كس به ضرورت، تفاوت ميان شخصى را كه پيوسته به او نيكى مىكند و آن را كه همواره بدى مىكند، در مىيابد. نيز مىداند كه ستايش از نخستين و نكوهش دومين پسنديده است و خلاف آن ناپسند، ترديد در اين امر، سركشى از حكم بديهى عقل است.
خداوند فعل قبيح انجام نمىدهد
اماميه و معتزليان موافق ايشان برآنند كه خداوند فعل قبيح بجاى نمىآورد و به واجب اخلال نمىكند بلكه تمام اعمال او حكمت و صواب است و زشتى و ستم در آنها نيست. دليل ايشان اين است كه خداوند از قبيح بىنياز و به زشتى آن عالم است همچنين او به نياز نداشتن خود نيز آگاه مىباشد و هر موجودى با اين صفات همراه باشد فعل قبيح نخواهد كرد و اين امر بديهى است.
هر كس با وجود صفات سهگانه مرتكب فعل قبيح شود، سزاوار سرزنش و مذمت است.
دليل ديگر اينكه خداوند تواناست و توانا تنها با انگيزه به عمل مىپردازد. انگيزه يا نياز است يا نادانى و يا حكمت. نيازمندى مىتواند كسى را كه به زشتى عمل آگاه است به انجام آن وادار كند. نادانى نيز ممكن است شخصى را كه توانايى انجام زشتى را دارد به آن وادارد؛ زيرا از زشتى عمل بىخبر است. حكمت، فاعل را وامىدارد كه به انگيزه حسن فعل آن را انجام دهد ولى فرض مسأله اين است كه فعل قبيح مىباشد. چون هيچ يك از احتمالات در باره خداوند صحيح نيست، او فعل قبيح، انجام نمىدهد.
اشاعره، جملگى، بر آنند كه خداوند همه قبايح را بجا مىآورد و به آنها رضايت و محبت دارد[١]. انديشه ايشان مستلزم محالاتى است:
[١]. شرح عقايد و حاشيه كستلى بر آن ص ١٠٩ و ١١٣، الملل و النحل، ج ١، ص ٩٤ و ٩٦ و ١٠١، الفصل ابن حزم، ج ٣، ص ٦٦ و ٦٩، شرح تجريد قوشچى، ص ٣٧٣.