نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٢٢٨ - ١٣ حديث مواخاة
چشم درد مبتلاست. رسول خدا على را فرا خواند و آب دهان بر ديده او ماليد كه عافيت يافت. در حق او دعا كرد و پرچم به وى سپرد. على به پيكار شد و بازنگشت مگر با پيروزى و بختيارى.»[١]
١١.
جمهور روايت كردهاند كه چون عمرو بن عبد ودّ عامرى در غزوه خندق هماورد خواست و جمله مسلمين فرو ماندند، پيامبر فرمود: «همه ايمان با همه كفر به پيكار برخاسته است.»[٢]
١٢.
در مسند احمد از برخى طريقهها روايت شده است كه پيامبر فرمان داد جز در منزل على بن ابى طالب همه درها را ببندند. مردم زبان به اعتراض گشودند. پيامبر خطبه خواند و ستايش و سپاس الهى بجاى آورد و فرمود: «به من فرمان داده شده كه جز در سراى على همه درها را ببندم و بدگوى شما، زبان به ياوه گشود. به خدا سوگند جز از فرمان حق پيروى نكردم.»[٣]
١٣. حديث مواخاة
: در مسند احمد بن حنبل از برخى طريقهها چنين روايت شده است:
«پيامبر ميان مسلمانان برادرى نهاد و براى على كسى را برنگزيد. او از پيامبر پرسيد:
اى رسول خدا ميان يارانت برادرى افكندى و مرا وانهادى؟ پيامبر فرمود: تو را براى خود برگزيدم. تو برادر منى و من برادر توام. اگر كسى زبان بر تو گشود بگو من بنده خدا و برادر فرستاده خدا هستم، پس از تو، تنها دروغزنان چنين پايگاهى را دعوى مىكنند. سوگند به آنكه مرا به حق برانگيخته، پيمان برادرىات را به تأخير نيفكندم
[١]. مسند احمد، ج ١، ص ٩٩ و ج ٥ ص ٣٥٣، مجمع الزوائد، ج ٦، ص ١٥٠، نويسنده گفته است احمد و رجال صحيح او حديث را ذكر كردهاند، خصائص النسايى، ص ٥، صحيح البخارى، ج ٥، ص ٢٢ و ١٧١، صحيح مسلم ج ٤، ص ١٠٨، مستدرك الحاكم، ج ٣، ص ٣٨ و ٤٣٧.
[٢]. شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ج ٤، ص ٣٤٤.
[٣]. مسند احمد، ج ١، ص ١٧٥، ج ٤، ص ٣٦٩، مستدرك الحاكم، ج ٣، ص ٤ و ١١٦ و ١٢٥، خصائص النسايى، ص ١٣، صحيح الترمذى، ج ٢، ص ٣٠١، الدر المنثور، ج ٦، ص ١٢٢، الصواعق المحرقه، ص ٧٦، كنز العمال، ج ٦ ص ١٥٥ و ١٥٦، اسد الغابه، ج ٣، ص ٣١٤.