نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٥٦ - وجود علت تامه رويت نيست
را ممكن دانستهاند كه پذيرش آنها مستلزم بىاعتبار دانستن مشاهدات است.
پاسخ رهبر اشاعره و برترين دانشمند متأخر ايشان، فخر الدين رازى، بسيار شگفتانگيز است:
«جايز است خداوند در آهن گداخته، هنگام خروج از آتش، سردى ايجاد كند و بدين سبب سوزش آن احساس نشود. نور و رنگى نيز كه در آتش ديده مىشود ممكن است به خواست خدا در جسم سرد پديد آيد.»[١] فخر رازى موضوع بحث را فراموش كرده است. مورد اختلاف اين است كه انسان سالم جسم بسيار داغى را در شدت حرارت آن لمس كند و حرارت را احساس نكند.
ياران رازى چنين حالتى را مجاز مىدانند. آيا پاسخ فخر در اينجا به راستى پاسخ است؟
وجود علت تامه رويت نيست[٢]
اشاعره در اين مقام با همه خردمندان مخالفت ورزيدهاند و رأيى را برگزيدهاند كه با امور بديهى متناقض است؛ آنان وجود را علت مرئى بودن شىء[٣] دانستهاند و رويت هر موجود مكانى يا غير مكانى را جايز پنداشتهاند، خواه آن موجود روياروى بيننده قرار گيرد يا نگيرد. بدينسان اشعريان ديدن كيفيات نفسانى مانند دانش، اراده، نيرو، لذت و كيفيات غير نفسانى نامرئى چون بو، طعم، صدا، گرما و سرما را ممكن مىدانند.
ترديدى نيست كه اين انديشه گردنكشى در برابر بديهيات است. هر خردمندى
[١]. فضل بن روزبهان، به اين مطلب استناد كرده است با آنكه از موضوع بحث بيرون است.
[٢]. تمهيد مقدمه براى نفى رويت حق به چشم سر. اشاعره هر موجودى را مرئى مىدانستند:« بايد دانست كه قديم، ديده مىشود و ديدار او به ديدگان جايز است؛ زيرا آنچه ناديدنى است بىوجود است چون معدوم؛ و هر چه موجود است ديدنى است چون ديگر موجودات.»( م) التبصير في الدين و تمييز الفرقه الناجيه عن فرق الهالكين، اسفراينى، به كوشش محمّد زاهد بن الحسن الكوثرى، مكتبه خانجى، مصر، ١٣٧٤ م، ص ١٣٨.
[٣]. شرح عقايد و حاشيه كستلى- ص ١٠٣ و ترغيب العباد الى طريق الرشاد- ص ٤٣.