نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٢٦٣ - ٢ همسر و فرزندان امير مؤمنان
دهد. حوارى حوارى ايشان است و ذو الشهادتين از آن رو چنين لقب يافته كه به حقّانيت آنها شهادت داده است. هر چيزى در آنها، براى آنها و از آنهاست. پيامبر خدا خاندان خود را چنين معرفى كرد: همانا من دو جانشين در ميان شما بر جا مىنهم: كتاب خداوند كه طنابى است از آسمان بر زمين كشيده و خاندان و اهل بيتم.
لطيف خيبر مرا آگاه ساخت كه اين دو از يك ديگر جدا نخواهند شد تا با من در كنار حوض ديدار كنند.» اگر خاندان پيامبر چون ديگران بودند هنگامى كه عمر براى پيوند ازدواج با خاندان على ٧ تقاضا داده بود، نمىگفت: از پيامبر شنيدم كه مىفرمود: هر سبب و نسبى جز سبب و نسب من در قيامت گسسته خواهد شد.
اما در باب على ٧ اگر مىخواستيم روزگار فرخنده، مقامات بلند و فضيلتهاى والاى او را باز گوييم بايد دهانى به پهناى فلك مىداشتيم. نژاده و بزرگزاده، مهتر از سپهر گردان؛ به كردار تناور، به گفتار شگفتآور، به دانش بىپايان. دريادل و گشاده زبان، خلقى نيكو چون تبار و هر خوبىاش بر ديگرى گواه[١].
٢. همسر و فرزندان امير مؤمنان
: فاطمه، سرور زنان جهان، همسر على بود. ابن عباس مىگويد: «شبى كه فاطمه را به خانه على مىبردند، پيامبر در برابر فاطمه، جبرئيل و ميكائيل از راست و چپ و هفتاد هزار فرشته از پشت سر فاطمه حركت مىكردند و خداوند را تا سپيده دم تسبيح و تقديس مىنمودند»[٢] اى خردمند! بنگر كه جمهور چگونه اين روايات را بيان داشتند و در عين حال بر
[١]. فضل بن روزبهان در« ابطال نهج الحق» مىگويد: آنچه جاحظ بيان كرده، صواب و صحيح است. سخنان ابن ابى الحديد نيز همانند گفتار جاحظ است. ابن ابى الحديد در شرح كلام امام:« هيچ كس از اين امت با آل محمّد سنجيده نمىشود» به تفصيل سخن رانده است.( شرح نهج البلاغه، ج ١، ص ٤٥).
[٢]. تاريخ بغداد، ج ٥، ص ٧، ذخاير العقبى، ص ٣٢، ينابيع المودة، ص ١٩٧، لسان الميزان، ج ٢، ص ٧٤.