نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٢٦١ - ٢ جهاد
و معتب فرزندان ابو لهب، پشت سر پيامبر بودند. امير المؤمنين فرمانده سپاه دشمن و گروه فراوانى از جنگاوران را به قتل رساند، مشركان گريختند و جمعى به دست مسلمانان اسير گشتند[١].
امير المؤمنين در همه جنگها و نبرد با ناكثين و قاسطين و مارقين حضور داشت[٢].
ابو بكر انبارى در امالى خود روايت كرده است: «على ٧ با عمر در مسجد نشسته بود و مردم نزد آنها حضور داشتند شخصى برخاست و در ستايش عمر مبالغه كرد. و سخن را به گزاف و بزرگ شمردن عمر رساند. عمر گفت: براى مردى چون اين (على ٧) شايسته است كه چنين افتخار كند. به خدا سوگند اگر شمشير او نبود اسلام بر پا نمىگشت و اين دليرى افزون بر صفات ديگر اوست، آگاهترين امت به قضاوت، پيشتازترين آنها به اسلام و شريفترين ايشان است.
آن مرد پرسيد: اى. امير مؤمنان پس چه چيز او را از خليفه شدن او باز داشت؟
عمر پاسخ داد: جوان بود و دوستدار فرزندان عبد المطلب.»[٣] حضرت على ٧ سوره برائت را به مكه برد و پيش از آن ابو بكر به فرمان پيامبر اين كار را به عهده گرفته بود كه جبرئيل بر پيامبر نازل شد و گفت: خدايت سلام مىرساند و مىفرمايد: جز تو يا كسى از تو ديگرى نبايد حامل آن سوره باشد[٤].
اين واقعه به تنهائى در شرف على و بلندى پايگاه او، به چندين مرتبه، بر آن كس كه شايستگى ابلاغ سوره را نداشته و در اين مهم به او اعتماد نمىشده، بسنده است.
[١]. تاريخ اليعقوبى، ج ٢، ص ٢٥، السيره الحلبيه، ج ٣، ص ١٠٩، تفسير الخازن، ج ٢، ص ٢٢٥.
[٢].« ناكثين»( پيمانشكنان) فتنه انگيزان جمل بودند، طلحه، زبير، عايشه و پيروان آنها، قاسطين( ستمگران)، معاويه و مزدورانش و مارقين و خوارج نهروان.
[٣]. روايت را ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه، ج ٣، ص ١١٥، آورده است.
[٤]. برخى از مآخذ بيشتر گفته آمد نيز: التفسير الكبير، ج ١٥، ص ٢١٨، تفسير الخازن، ج ٢، ص ٢١٥، ذخاير العقبى، ص ٦٩، الفصول المهمه، ص ٢٢، احكام القرآن جصاص، ج ٣، ص ٧٧.