نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٦٤ - نظر به حكم عقل واجب است
است حاصل آيد يا نيايد. به رأى ايشان تفاوتى ندارد كه از پى مقدمات يك نيم دو است و دو نصف چهار، نتيجه يك نيم نيم چهار است پديد آيد يا حدوث جهان، جوهريت نفس، حيوانيت انسان، نيكويى عدل و ...
كدام فرزانهاى مىپسندد كه پس از آگاهى نسبت به يك نصف دو است و دو نصف چهار است. علم به جهان حادث است برايش حاصل شود؟ يا با مقدمات جهان دگرگونشونده است و هر دگرگونشوندهاى پديد آمده است، علم به اينكه يك نيم نيم چهار است يا زياد غذا مىخورد پديد آيد ولى علم به حدوث جهان ايجاد نشود. آيا اين انديشه جز سفسطه چيز ديگرى است؟
نظر به حكم عقل واجب است[١]
حقيقت آن است كه وجوب نظر بوسيله عقل اثبات مىشود نه با دليل سمعى، گرچه سمع نيز بر آن تاكيد و دلالت دارد مانند «بگو بنگريد ...»[٢] اشاعره در اين مسأله رأيى را برگزيدهاند كه لازمه آن بىاعتبارى استدلالهاى پيامبران و پيروزى سركشان و كافران بر ايشان است. اين انديشه راه گريز و عذر خواهى دروغين را، براى دشمنان باز مىكند با آنكه خداوند فرموده: «تا آنكه مردم پس از آمدن پيامبران دليلى عليه خداوند نداشته باشند.»[٣]
[١]. در وجوب معرفت خداوند ميان مسلمين خلافى نيست امّا معتزله وجوب آن را عقلى مىدانند زيرا دفع ضرر محتمل واجب است و ضرر محتمل، ترس از عذاب خدا در آخرت است كه راستگويان از آن خبر دادهاند. علّامه نيز بر همين مبنا و اصل اخلاقى ديگر، كه شكر منعم واجب است، وجوب معرفت را عقلى دانسته است، امّا اشاعره آن را به شرع و اجماع مىدانند زيرا به رأى ايشان، عقل هيچ چيزى را واجب نمىكند و همه واجبات به خداوند مستند هستند.( م) شرح مقاصد، ج ١، بحث رابع.
[٢].- يونس: ١٠١:« بگو بنگريد كه چه چيزهايى در آسمانها و زمين است».
[٣]. نساء: ١٦٥.