نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٦٩ - خداوند جسم نيست
سبب مخالفت خداوند با غير خود است معلوم يا مجهول، موجود يا معدوم نيست. اين سخنان نامعقول، در نهايت سستى و بىاعتبارى است.
خداوند جسم نيست
همه خردمندان جز اهل ظاهر، مانند داود و تمام حنبليان، در اين حكم اتفاق نظر دارند. اهل ظاهر و حنبليان مىگويند خداوند جسم است و بر عرش نشسته است. و از هر سو شش وجب با وجبهاى خود بزرگتر از عرش است. پروردگار در هر شب جمعه سوار بر الاغى فرود مىآيد و تا سپيده دم فرياد مىزند: آيا توبهكنندهاى هست؟[١] آيا آمرزش خواهى هست؟ آنان آيات تشبيه را به معناى ظاهرى تفسير كردهاند[٢].
[١]. در احاديث ائمه اهل بيت- سلام خداوند بر ايشان باد- آمده است: خداوند فرشتهاى را مىفرستد كه هر شب جمعه تا صبح ندا مىدهد، آيا توبهكنندهاى هست؟ آيا آمرزش خواهى هست؟ بدون اين كه خداوند تجسم پذيرفته باشد.( بنگريد به تعليقه احقاق الحق، ج ١، ص ١٧٣).
[٢]. بر خردمندان پوشيده نيست كه احمد بن حنبل امام حنابله خداوند را جسم مىدانسته است و براى او اعضايى چون دست، صورت و چشم گمان مىكرده است. دستآويز او در اين انديشه، ظاهر آيات متشابه بود. مالك بن انس امام مالكيان نيز اعتقادى نظير احمد بن حنبل داشته است( بنگريد: الملل و النحل، ج ١، ص ٩٣ و ١٠٤) زمخشرى در كشاف، ج ٣، ص ٣٠١ سروده است: اگر بگويم حنبلى هستم، مىگويند: تو اهل حلول و تجسيمى و بر ما ناگوار و نفرتانگيز.
ابن اثير جزرى در تاريخ خود، كامل، ج ٦، ص ٢٤٨ با عنوان« ذكر فتنه حنابله در بغداد»( كه در آن كار حنبليان بالا گرفت و شكوه ايشان چشمگير گشت ...( تا آنجا كه مىگويد) توقيع راضى در طعنه بر حنابله، صادر شد كه در آن ايشان را به سبب اعمال و اعتقاد تشبيه، سرزنش كرده بود، بخشى از آن توقيع چنين است:
شما( حنبليان) گاهى پنداشتهايد كه چهره زشتتان همانند صورت خداوند آفريده شده و منظر نفرتانگيزتان بسان اوست. براى خدا كف، انگشت، پا، كفش زرين، موى مجعد، بر آسمان رفتن و به دنيا بازگشتن تصور كردهايد، بزرگ و پيراسته باد پروردگار از آنچه ستمگران مىگويند.
شما بر امامان برگزيده عيب كردهايد و شيعه آل محمد را به كفر و گمراهى منسوب داشتهايد و آنگاه مسلمين را به سوى بدعتهاى آشكار و مذاهب گناه آلود كه با قرآن منافى است، فرا خواندهايد .... كتابهاى حنبليان آكنده از خرافات در امور اعتقادى است تا آنجا كه ابو الحسن اشعرى، رهبر اشاعره به پيروى از رهبر خود احمد بن حنبل در كتاب خويش فصلهايى را به اين خرافات اختصاص داده است.
او در« الابانه في اصول الديانه ص ٣٦- ٥٥» اين فصول را گشوده است.
وهابيان نيز به رهبرى ابن تيميه همين مذهب را برگزيدهاند.( بنگريد: العقيده الحمويه، در ضمن مجموعه رسايل، ج ١، ص ٤٢٩، منهاج السنه، ج ٢ ص ٢٤٠- ٢٧٨، الرسائل الخمس به نام الهدية السنية، ص ٩٧ و ٩٩، الرساله الخامسه، ص ١٠٥).