نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٢٢٦ - ٨ حديث مباهله
مىكنيم: «پيامبر ابو بكر را براى ابلاغ برائت به سوى مردم مكه فرستاد «هنگامى كه او به ذى الحليفه رسيد به فرمان رسول خدا بازگشت و از پيامبر پرسيد: آيا چيزى در باره من نازل شده است؟ پيامبر فرمود: نه، اما جبرئيل مرا گفت كه ابلاغ برائت يا بايد از سوى تو (پيامبر) باشد و يا از جانب مردى كه از تو است[١].
٧. حديث مناجات
: در جمع ميان صحاح سته و تفسير ثعلبى و روايت ابن مغازلى شافعى آمده است كه آيه مناجات مخصوص امير المؤمنين مىباشد و گفتهاند «او در حال مناجات به دينارى صدقه داد و نه پيشتر و نه پس از وى هيچ كس چنين نكرد» امير المؤمنين خود فرمودهاند: «در كتاب خدا آيتى است كه پيش از من كسى بدان عمل نكرد و پس از من نيز نخواهد كرد: «اى كسانى كه ايمان آوردهايد، چون خواهيد كه با پيامبر نجوا كنيد، پيش از نجوا كردنتان صدقه بدهيد.»[٢] خداوند بوسيله من اين عمل را از امت برداشت و بار ايشان را سبك نمود و آيه، پس از من نيز در باره هيچ كس نخواهد بود.»[٣]
٨. حديث مباهله
: آيه مباهله (از ديگر مفاخر امير المؤمنين و اهل بيت است) در جمع ميان صحيحين آمده است: «هنگامى كه پيامبر آهنگ مباهله با مسيحيان نجران را نمود، حسين را در آغوش خود گرفت و دست حسن را بدست داشت. فاطمه پشت سر آن حضرت و على پشت سر فاطمه حركت مىكردند و پيامبر به ايشان مىگفت،
[١]. مسند احمد، ج ١، ص ٣ و ١٥١ و ٢٣٠، ج ٣، ص ٢٨٣، تفسير الطبرى، ج ١٠، ص ٤٦ و ٤٧، خصائص نسايى، ص ٢٠، مستدرك الحاكم، ج ٣، ص ٥١، كنز العمال ج ١، ص ٢٤٦، مجمع الزوائد، ج ٩، ص ١١٩، صحيح الترمذى، ج ٢، ص ١٨٣، الدر المنثور، ج ٣، ص ٢٠٩، سيوطى از بسيارى از حافظان حديث نقل كرده است و شواهد التنزيل، ج ١، ص ٢٣٣.
[٢]. مجادله: ١٢.
[٣]. احكام القرآن جصاص، ج ٣، ص ٤٢٨، مستدرك الحاكم، ج ٢، ص ٤٨١، اسباب النزول، ص ٢٣٤، تفسير الطبرى، ج ٢٨، ص ١٤، تفسير الخازن، ج ٤، ص ٢٥٩، تفسير كبير، ج ٢٩، ص ٢٧١، جامع الاصول، ج ٢، ص ٤٥٢( طبع السنه المحمديه مصر)، روح المعانى، ج ٢٨، ص ٢٨.